پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۶

به زیر لب سخنگویان گذشت آن دلربا از من

گره گردیده حرفی در دل او گوئیا از من

زبانش خامش از شرم ولبش در جنبش از خوبی

نمی‌دانم چه در دل دارد آن کان حیا از من

جبین پرچین و دل پرکین سبک کام و گران تمکین

ز پیشم رفت تا در خاطرش باشد چها از من

مرا هم راز چون با غیر دید و لب گزید آن بت

ندانستم که پاس راز او می‌داشت یا از من

چنان بی‌اعتبارم پیش او کز بهر خونریزم

کشد تیغ جفا گر بشنود نام وفا از من

چو هم رازم به کس بیندشود دهشت بر او غالب

دلش از راز داران نیست ایمن غالبا از من

به دریا قوت را چون کرد پنهان این کمان ببردم

که می‌ترسد ز رازش حرفی افتد برملا از من

نهانی می‌نمایندم بهم خاصان او گویا

به آن بیگانه خو هم گفته حرف آشنا از من

دهد غماز را دشنام پیش محتشم یعنی

تو هم باید دگر حرفی نگوئی هیچ جا از من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۸ای به بالا فتنه سرگردان بالای تو من
  2. شمارهٔ ۴۸۹گر شود از دیده نهان ماه من
  3. شمارهٔ ۴۹۰ز بس کز توست زیر بارجان مبتلای من
  4. شمارهٔ ۴۹۱چو می‌خواهد که نامم نشنود بیگانه رای من
  5. شمارهٔ ۴۹۲با وجود وصل شد زندان حرمان جای من
  6. شمارهٔ ۴۹۳سرگرمئی کو تا نهم از کنج عزلت پا برون
  7. شمارهٔ ۴۹۴از سپاه حسن آخر یک سوار آمد برون
  8. شمارهٔ ۴۹۵با او شبی از دیر می‌خواهم خراب آیم برون
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.