فهرست اشعار
- شمارهٔ ۵۴۱ به دست دیده عنان دل فکار مده
- شمارهٔ ۵۴۲ شبهای هجران همنشین از مهر او یادم مده
- شمارهٔ ۵۴۳ پند گوی تو چهها تا به تو فهمانیده
- شمارهٔ ۵۴۴ قلم نسخ بران بر ورق حسن همه
- شمارهٔ ۵۴۵ نمیدانم ز خود افتادگان داری خبر یا نه
- شمارهٔ ۵۴۶ من کیستم به دوزخ هجران فتادهای
- شمارهٔ ۵۴۷ صبح مرا به ظن غلط شام کردهای
- شمارهٔ ۵۴۸ از قید عهد بنده تو خود رسته بودهای
- شمارهٔ ۵۴۹ دی باز جرعه نوش ز جام که بودهای
- شمارهٔ ۵۵۰ بیش از دی گرم استغنا زدن گردیدهای
- شمارهٔ ۵۵۱ بر دل فکنده پرتو نادیده آفتابی
- شمارهٔ ۵۵۲ ای گل خودرو چه بد کردم که خوارم ساختی
- شمارهٔ ۵۵۳ اگر مقدار عشق پاک را دلدار دانستی
- شمارهٔ ۵۵۴ کاش یارم از ستم دایم مکدر داشتی
- شمارهٔ ۵۵۵ مرا به دست غم خود گذاشتی رفتی
- شمارهٔ ۵۵۶ به رقیب سفری وعدهٔ رفتن دادی
- شمارهٔ ۵۵۷ بریدی از من آن پیوند با بدخواه هم کردی
- شمارهٔ ۵۵۸ اگر آگه ز اخلاص من آزرده دل گردی
- شمارهٔ ۵۵۹ بر در درج قفل زدم یک چندی
- شمارهٔ ۵۶۰ چو مینماید، که هست با من، جفا و جورت، ز روی یاری
- شمارهٔ ۵۶۱ زد به درونم آتش تنگ قبا سواری
- شمارهٔ ۵۶۲ دلا زان گل بریدی خاطرت آسود پنداری
- شمارهٔ ۵۶۳ این طلعت و رخسار که دارد که تو داری
- شمارهٔ ۵۶۴ سرلشگر حسن است نگاهی که تو داری
- شمارهٔ ۵۶۵ باز ای دل شورانگیز رو سوی کسی داری
- شمارهٔ ۵۶۶ باز بر من نظر افکنده شکار اندازی
- شمارهٔ ۵۶۷ چه باشد گر سنان غمزه را زین تیزتر سازی
- شمارهٔ ۵۶۸ به جرم این که گفتم سوز خود با عالمافروزی
- شمارهٔ ۵۶۹ از بهر حسرت دادنم هر لحظه منشین با کسی
- شمارهٔ ۵۷۰ دل را اگر ز صبر به جان آورد کسی
- شمارهٔ ۵۷۱ توسن حسن کرده زین طفل غیور سرکشی
- شمارهٔ ۵۷۲ شوق مِی گرداندم بر گرد شمع سرکشی
- شمارهٔ ۵۷۳ نکشد ناز مسیح آن که تو جانش باشی
- شمارهٔ ۵۷۴ آن که هرگز نزد از شرم در معشوقی
- شمارهٔ ۵۷۵ بر روی یار اغیار را چشمی به آن آلودگی
- شمارهٔ ۵۷۶ ساربان بر ناقه میبندد به سرعت محملی
- شمارهٔ ۵۷۷ از باده عیشم بود مستانه به کف جامی
- شمارهٔ ۵۷۸ رفتی و رفت بیرخت از دیده روشنی
- شمارهٔ ۵۷۹ دم بسمل شدن در قبله باید روی قربانی
- شمارهٔ ۵۸۰ ز اشک سرخ برای نزول جانانی
- شمارهٔ ۵۸۱ به زبان غمزه رانی چو روم به عشوه خوانی
- شمارهٔ ۵۸۲ گذری به ناز و گوئی ز چه باز دلگرانی
- شمارهٔ ۵۸۳ اقبال ظفر پیوند در کار جهانبانی
- شمارهٔ ۵۸۴ رو ای صبا بر آن سرو دلستان که تو دانی
- شمارهٔ ۵۸۵ چنان مکن که مرا هم نفس به آه کنی
- شمارهٔ ۵۸۶ ساقیا چون جام جمشیدی پر از می میکنی
- شمارهٔ ۵۸۷ محتشم چون عمر صرف خدمت وی میکنی
- شمارهٔ ۵۸۸ نگشتی یار من تا طور یاریهای من بینی
- شمارهٔ ۵۸۹ این است که خوار و زارم از وی
- شمارهٔ ۵۹۰ دیدهام مست و سرانداز و غزلخوان برهی
- شمارهٔ ۵۹۱ من و ملکی و خریداری مژگان سیهی
- شمارهٔ ۵۹۲ ای رشگ بتان به کج کلاهی
- شمارهٔ ۵۹۳ دارم سری پر از شور از طفل کج کلاهی
- شمارهٔ ۵۹۴ مرا حرص نگه هردم به رغبت میبرد جائی
- شمارهٔ ۵۹۵ به جائی امن آرامیده مرغی داشت ماوایی
- شمارهٔ ۵۹۶ در سیر چمن دیدم سرو چمن آرائی
- شمارهٔ ۵۹۷ نیست پیوند گسل مرغ دل شیدائی
- شمارهٔ ۵۹۸ صورت به این لطافت سیرت به این نکوئی
- شمارهٔ ۵۹۹ دل خود رای مرا برده گل خودروئی
- شمارهٔ ۶۰۰ به جائی دلت گرم سوداست گوئی
متن اشعار به نقل از گنجور.