فهرست اشعار
- شمارهٔ ۴۲۱ من منفعل که پیشت دو جهان گناه دارم
- شمارهٔ ۴۲۲ خوش آن ساعت که خندان پیشت ای سیمین بدن میرم
- شمارهٔ ۴۲۳ من که از ادعیه خوانان دگر ممتازم
- شمارهٔ ۴۲۴ به بزم او حریفان را ز مستی دست و پا بوسم
- شمارهٔ ۴۲۵ ای هزارت چشم در هر گوشه سرگردان چشم
- شمارهٔ ۴۲۶ افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسد
- شمارهٔ ۴۲۷ کو اجل تا من نقاب تن ز جان خود کشم
- شمارهٔ ۴۲۸ رسید نغمهای از بادهنوشی تو به گوشم
- شمارهٔ ۴۲۹ گر من به مردن دل نهم آسوده جانی را چه غم
- شمارهٔ ۴۳۰ به دشمن یارئی در قتل خود از یار میفهمم
- شمارهٔ ۴۳۱ به فنا بنده رهی میدانم
- شمارهٔ ۴۳۲ من نه مجنونم که خواهم روی در صحرا کنم
- شمارهٔ ۴۳۳ دور از تو بر روی بتان چون چشم پرخون افکنم
- شمارهٔ ۴۳۴ بس که همیشه در غمت فکر محال میکنم
- شمارهٔ ۴۳۵ زین گونه چو در مشق جنون حلقه چو نونم
- شمارهٔ ۴۳۶ گر شود ریش درون رخنه گر بیرونم
- شمارهٔ ۴۳۷ ز دستت جیب گل پیراهنان را چاک میبینم
- شمارهٔ ۴۳۸ دل خود را هنوز اندر تمنای تو میبینم
- شمارهٔ ۴۳۹ از سر کوی تو با صدگونه سودا میروم
- شمارهٔ ۴۴۰ گرچه ناچار از درت ای سرو رعنا میروم
- شمارهٔ ۴۴۱ مفتون چشم کم نگه پر فتنهات شوم
- شمارهٔ ۴۴۲ کو دل که محو نرگس جادوفنت شوم
- شمارهٔ ۴۴۳ وصل کو تا بینیاز از وصل آن دلبر شوم
- شمارهٔ ۴۴۴ خوش آن که هم زبان به تو شیرین بیان شوم
- شمارهٔ ۴۴۵ مهر بیگانگی آغاز تو را بنده شوم
- شمارهٔ ۴۴۶ منم آن گدا که باشد سر کوی او پناهم
- شمارهٔ ۴۴۷ تو به زور حسن ایمن مشو از سپاه آهم
- شمارهٔ ۴۴۸ به من حیفست شمشیر سیاستدار عبرت هم
- شمارهٔ ۴۴۹ آن شوخ جانان آشنا سوزد دل بیگانه هم
- شمارهٔ ۴۵۰ بس که ما از روی رسوایی نقاب افکندهایم
- شمارهٔ ۴۵۱ ما به عهدت خانهٔ دل از طرب پرداختیم
- شمارهٔ ۴۵۲ بس که ماندیم به زنجیر جنون پیر شدیم
- شمارهٔ ۴۵۳ تو کشیده تیغ و مرا هوس که ز قید جان برهانیم
- شمارهٔ ۴۵۴ همچو شمع از مجلست گریان و سوزان میرویم
- شمارهٔ ۴۵۵ چو نتوانم به مردم قصه آن بیوفا گویم
- شمارهٔ ۴۵۶ مرا صید افکنی زد زخم و بند افکند در گردن
- شمارهٔ ۴۵۷ پا چون کشم ز کوی تو کانجا زمان زمان
- شمارهٔ ۴۵۸ بس که به من زر فشاند دست زرافشان خان
- شمارهٔ ۴۵۹ زهی ز دست کرم گسترت کرم باران
- شمارهٔ ۴۶۰ رویت که هست صورت چین شرمسار از آن
- شمارهٔ ۴۶۱ تا به کی جان کسی دل بری از هیچ کسان
- شمارهٔ ۴۶۲ صبا تحیت بلبل به بوستان برسان
- شمارهٔ ۴۶۳ ای صبا درد من خسته به درمان برسان
- شمارهٔ ۴۶۴ تا بر سپهر از زر انجم بود نشان
- شمارهٔ ۴۶۵ آمدم با نالههای زار هم دم هم چنان
- شمارهٔ ۴۶۶ شد پرده درم سوز درون از تو چه پنهان
- شمارهٔ ۴۶۷ ای نگاهت آهوان را گرم بازی ساختن
- شمارهٔ ۴۶۸ شغل دهقان چیست ز آب و گل نهال انگیختن
- شمارهٔ ۴۶۹ رخت را آفتاب سایهگستر میتوان گفتن
- شمارهٔ ۴۷۰ گرچه در دیدهٔتر جای تو نتوان کردن
- شمارهٔ ۴۷۱ فتنه میخیزد از آن ترکانه دامن برزدن
- شمارهٔ ۴۷۲ روز من زان زلف میدانم سیه خواهد شدن
- شمارهٔ ۴۷۳ ای ابرویت به وقت اشارت زبان حسن
- شمارهٔ ۴۷۴ ای تو نکرده جز جفا آن چه نکردهای بکن
- شمارهٔ ۴۷۵ چون شدم صیدت به گیسوی خودت دربند کن
- شمارهٔ ۴۷۶ در پرده عشق آهنگ زد ای فتنه قانون ساز کن
- شمارهٔ ۴۷۷ بیا ای عشق تمکین مرا از گرد ره بشکن
- شمارهٔ ۴۷۸ گفتمش دم به دم آزار دل زار مکن
- شمارهٔ ۴۷۹ ای پارسای کعبه رو عزم سر آن کو مکن
- شمارهٔ ۴۸۰ چون نمودی رخ به من یک لحظه بدخوئی مکن
متن اشعار به نقل از گنجور.