پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۴

ای تو نکرده جز جفا آن چه نکرده‌ای بکن

تیغ بکش به خون ما آن چه نکرده‌ای بکن

ای زده عقل و راه دین خواهی اگر متاع جان

بی خبر از درم درا آن چه نکرده‌ای بکن

چند به منتم کشی کز ستمت نکشته‌ام

ای ستمت به از وفا آن چه نکرده‌ای بکن

ای که ربوده‌ای به رخ صد دل و مایلی بدین

عقدهٔ زلف برگشا آن چه نکرده‌ای بکن

ای که نبوده بر درت مثل من از جفا کشان

میروم این زمان بیا آن چه نکرده‌ای بکن

ای نه نموده روی مه برده هزار دل ز ره

روی به محتشم نما آن چه نکرده‌ای بکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۶در پرده عشق آهنگ زد ای فتنه قانون ساز کن
  2. شمارهٔ ۴۷۷بیا ای عشق تمکین مرا از گرد ره بشکن
  3. شمارهٔ ۴۷۸گفتمش دم به دم آزار دل زار مکن
  4. شمارهٔ ۴۷۹ای پارسای کعبه رو عزم سر آن کو مکن
  5. شمارهٔ ۴۸۰چون نمودی رخ به من یک لحظه بدخوئی مکن
  6. شمارهٔ ۴۸۱از آن پیش رقیبان مهر ورزد یار من با من
  7. شمارهٔ ۴۸۲ساخت شب مرا سیه دود دل فکار من
  8. شمارهٔ ۴۸۳بت پرستی را شعار خود کنم تا یار من
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.