پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۶

در پرده عشق آهنگ زد ای فتنه قانون ساز کن

صحبت گذشت از زمزمه ای دل خروش آغاز کن

دست خرد کوتاه شد از ضبط ملک عافیت

ای عشق فرصت یافتی بنیاد دست انداز کن

آمد صدای طبل باز از صید گاهی در کمین

شهباز عشقی پر گشوده‌ای مرغ جان‌پرواز کن

عشق اینک از ره می‌رسد ای جان به استقبال رو

غم حلقه بر در می‌زند ای دل برو در باز کن

شد زنده از یک پرسشت تا زنده‌ام مانند من

داری گواهی این چنین رو دعوی اعجاز کن

نوعی که هستی خویش را بنما و بر هم زن جهان

از عهد دیگر دلبران این عهد را ممتاز کن

چون بر مراد محتشم غمگین نواز است آن صنم

ای دل تو نازان شو به غم ای غم تو بر دل ناز کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۸گفتمش دم به دم آزار دل زار مکن
  2. شمارهٔ ۴۷۹ای پارسای کعبه رو عزم سر آن کو مکن
  3. شمارهٔ ۴۸۰چون نمودی رخ به من یک لحظه بدخوئی مکن
  4. شمارهٔ ۴۸۱از آن پیش رقیبان مهر ورزد یار من با من
  5. شمارهٔ ۴۸۲ساخت شب مرا سیه دود دل فکار من
  6. شمارهٔ ۴۸۳بت پرستی را شعار خود کنم تا یار من
  7. شمارهٔ ۴۸۴در ملک بودی اگر یک ذره عشق یار من
  8. شمارهٔ ۴۸۵یارب که خواند آیت عجر و نیاز من
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.