پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۹

ای پارسای کعبه رو عزم سر آن کو مکن

راه ریا گم میکنی در قبلهٔ ما رو مکن

رسم به تانست ای پری دین کاهی و ایمان بری

اما تو قدسی جوهری با این صفتها خو مکن

یارب چو من هر بی‌خبر کز فرقتت دارد خطر

بیخ حیات او بکن هجران نصیب او مکن

من صیدی‌ام کز سرکشی حکمت شکارت می‌کند

پرتکیه بر تسخیر من در قوت بازو مکن

تنها ز کویت می‌روم دل گر نیاید کو میا

جان هم به منت گر کند همراهی من گو مکن

خار مزار محتشم گل می‌دهد از خون برون

بگذر بران گلشن ولی گلهای او را بو مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۱از آن پیش رقیبان مهر ورزد یار من با من
  2. شمارهٔ ۴۸۲ساخت شب مرا سیه دود دل فکار من
  3. شمارهٔ ۴۸۳بت پرستی را شعار خود کنم تا یار من
  4. شمارهٔ ۴۸۴در ملک بودی اگر یک ذره عشق یار من
  5. شمارهٔ ۴۸۵یارب که خواند آیت عجر و نیاز من
  6. شمارهٔ ۴۸۶به زیر لب سخنگویان گذشت آن دلربا از من
  7. شمارهٔ ۴۸۷ای خدنگ مژه‌ات عقده گشای دل من
  8. شمارهٔ ۴۸۸ای به بالا فتنه سرگردان بالای تو من
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.