پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۸

گفتمش دم به دم آزار دل زار مکن

گفت اگر یار مکنی شکوه ز آزار مکن

گفتمش چند توان طعنه ز اغیار شنید

گفت از من بشنو گوش باغیار مکن

گفتم از درد دل خویش به جانم چه کنم

گفت تا جان شودت درد دل اظهار مکن

گفتم آن به که سر خویش فدای تو کنم

از میان تیغ برآورد که زنهار مکن

گفتمش محتشم دلشده را خوار مدار

گفت خورد از پی عزت او خوار مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۰چون نمودی رخ به من یک لحظه بدخوئی مکن
  2. شمارهٔ ۴۸۱از آن پیش رقیبان مهر ورزد یار من با من
  3. شمارهٔ ۴۸۲ساخت شب مرا سیه دود دل فکار من
  4. شمارهٔ ۴۸۳بت پرستی را شعار خود کنم تا یار من
  5. شمارهٔ ۴۸۴در ملک بودی اگر یک ذره عشق یار من
  6. شمارهٔ ۴۸۵یارب که خواند آیت عجر و نیاز من
  7. شمارهٔ ۴۸۶به زیر لب سخنگویان گذشت آن دلربا از من
  8. شمارهٔ ۴۸۷ای خدنگ مژه‌ات عقده گشای دل من
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.