پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۸

شغل دهقان چیست ز آب و گل نهال انگیختن

صنع یزدان نخل با این اعتدال انگیختن

بهترین وجهی است در یکتائی دهقان صنع

آن دو شهلا نرگس از باغ جمال انگیختن

این چه اندامست و موج‌انگیزی از آب زلال

موج ازین بهتر محال است از زلال انگیختن

گر نباشد دست قدرت در میان حسن تو را

کی توان از سیم ناب این خط و خال انگیختن

خود قصب پوشی و صد سرو مرصع پوش را

می‌توان در بزمت از صف نعال انگیختن

چند بهر یک عطا کانهم نیاید در وجود

سایلی بتواند اسباب سئوال انگیختن

نیست در اندیشهٔ اکسیر وصل او مرا

حاصلی غیر از خیالات محال انگیختن

دادن از عشق خود اکنون مژده آزادیم

هست بهر مرغ بریان پر و بال انگیختن

نیست پر آسان به دعوی محتشم با طبع تو

توسن معنی ز میدان خیال انگیختن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۰گرچه در دیدهٔ‌تر جای تو نتوان کردن
  2. شمارهٔ ۴۷۱فتنه می‌خیزد از آن ترکانه دامن برزدن
  3. شمارهٔ ۴۷۲روز من زان زلف میدانم سیه خواهد شدن
  4. شمارهٔ ۴۷۳ای ابرویت به وقت اشارت زبان حسن
  5. شمارهٔ ۴۷۴ای تو نکرده جز جفا آن چه نکرده‌ای بکن
  6. شمارهٔ ۴۷۵چون شدم صیدت به گیسوی خودت دربند کن
  7. شمارهٔ ۴۷۶در پرده عشق آهنگ زد ای فتنه قانون ساز کن
  8. شمارهٔ ۴۷۷بیا ای عشق تمکین مرا از گرد ره بشکن
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.