پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۲

روز من زان زلف میدانم سیه خواهد شدن

حال من زان خال میدانم تبه خواهد شدن

قد اگر این است پر تنها ز پا خواهدفتاد

جلوه‌گر این است پر دلها زره خواهد شدن

ماه نو صد ناز خواهد کرد بر مهر آن زمان

کان چنان نازان به آنطرف کله خواهد شدن

گر خرام این است بس جانها ز پا خواهد فتاد

گر روش این است بس دلها زره خواهد شدن

گر به صید انداختن پردازد آن رعنا سوار

صید پردازنده صد صید گه خواهد شدن

بر نگاهش دوز چشم ای دل که مرهم کاری

در میان تیرباران نگه خواهد شدن

راحتی کز تیغ او دیدم من آن خون خوار را

قتل من کفارهٔ چندین گنه خواهد شدن

محتشم گر بحر غم امواج خواهد زد چنین

سیل اشگ من ز ماهی تا به مه خواهد شدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۴ای تو نکرده جز جفا آن چه نکرده‌ای بکن
  2. شمارهٔ ۴۷۵چون شدم صیدت به گیسوی خودت دربند کن
  3. شمارهٔ ۴۷۶در پرده عشق آهنگ زد ای فتنه قانون ساز کن
  4. شمارهٔ ۴۷۷بیا ای عشق تمکین مرا از گرد ره بشکن
  5. شمارهٔ ۴۷۸گفتمش دم به دم آزار دل زار مکن
  6. شمارهٔ ۴۷۹ای پارسای کعبه رو عزم سر آن کو مکن
  7. شمارهٔ ۴۸۰چون نمودی رخ به من یک لحظه بدخوئی مکن
  8. شمارهٔ ۴۸۱از آن پیش رقیبان مهر ورزد یار من با من
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.