پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۵

مهر بیگانگی آغاز تو را بنده شوم

میل آمیخته با ناز تو را بنده شوم

من خورم تیر نظر گرچه به غیر اندازی

التفات غلط‌انداز تو را بنده شوم

صد جهان پرده دریدی و همان راز مرا

محرمی محرمی راز تو را بنده شوم

زان عیادت که نمودی به فرستادن غیر

زنده‌ام ساختی اعجاز تو را بنده شوم

خود به خواب خوش و پرداخته محفل از دل

نرگس شعبده پرداز تو را بنده شوم

روز محشر که نهد بند به دل قامت حور

من همان سرو سرافراز تو را بنده شوم

محتشم ساختی او را به سخن رام آخر

معجز طبع سخن ساز تو را بنده شوم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۷تو به زور حسن ایمن مشو از سپاه آهم
  2. شمارهٔ ۴۴۸به من حیفست شمشیر سیاست‌دار عبرت هم
  3. شمارهٔ ۴۴۹آن شوخ جانان آشنا سوزد دل بیگانه هم
  4. شمارهٔ ۴۵۰بس که ما از روی رسوایی نقاب افکنده‌ایم
  5. شمارهٔ ۴۵۱ما به عهدت خانهٔ دل از طرب پرداختیم
  6. شمارهٔ ۴۵۲بس که ماندیم به زنجیر جنون پیر شدیم
  7. شمارهٔ ۴۵۳تو کشیده تیغ و مرا هوس که ز قید جان برهانیم
  8. شمارهٔ ۴۵۴همچو شمع از مجلست گریان و سوزان می‌رویم
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.