پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۶

شد پرده درم سوز درون از تو چه پنهان

افتاده دل از پرده برون از تو چه پنهان

هرچند چو فانوس به دل پرده کشیدم

پوشیده نشد سوز درون از تو چه پنهان

تا مهر گیاه خط سبزت شده پیدا

مهر دل من گشته فزون از تو چه پنهان

سرگرمیم از عشق تو بر عاقل و جاهل

روشن شده از داغ جنون از تو چه پنهان

دل کرد بسی کوشش و ننهفت ز مردم

افسانهٔ عشقم به فسون از تو چه پنهان

تا کرده رقیب آرزوی بادهٔ لعلت

هستیم بهم در پی خون از تو چه پنهان

رازی که دل محتشم از خلق نهان داشت

بر جمله عیان گشت کنون از تو چه پنهان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۸شغل دهقان چیست ز آب و گل نهال انگیختن
  2. شمارهٔ ۴۶۹رخت را آفتاب سایه‌گستر می‌توان گفتن
  3. شمارهٔ ۴۷۰گرچه در دیدهٔ‌تر جای تو نتوان کردن
  4. شمارهٔ ۴۷۱فتنه می‌خیزد از آن ترکانه دامن برزدن
  5. شمارهٔ ۴۷۲روز من زان زلف میدانم سیه خواهد شدن
  6. شمارهٔ ۴۷۳ای ابرویت به وقت اشارت زبان حسن
  7. شمارهٔ ۴۷۴ای تو نکرده جز جفا آن چه نکرده‌ای بکن
  8. شمارهٔ ۴۷۵چون شدم صیدت به گیسوی خودت دربند کن
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.