پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۳

ای صبا درد من خسته به درمان برسان

یعنی از من بستان جان و به جانان برسان

نامه ذره به خورشید جهان‌آرا بر

تحفهٔ مور به درگاه سلیمان برسان

عذر کم خدمتی بنده به مولا کن عرض

آستان بوسی درویش به سلطان برسان

شرح افتادگی من چو شنیدی برخیز

در خرام آی و به آن سرو خرامان برسان

سر به سر قصهٔ احوالم اگر گوش کند

زود برگرد و به من مژدهٔ احسان برسان

ورنه بنشین و به قانون شفاعت پیشش

نامه آغاز کن و قصه به پایان برسان

نامه گر کار به جائی نرساند زنهار

تو به فریاد رس او را و به افغان برسان

از پی روشنی دیدهٔ احباب آنجا

بوی پیراهنی از مصر به کنعان برسان

محتشم باز به عنوان وفا مشهور است

قصه کوتاه کن و نامه به عنوان برسان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۵آمدم با ناله‌های زار هم دم هم چنان
  2. شمارهٔ ۴۶۶شد پرده درم سوز درون از تو چه پنهان
  3. شمارهٔ ۴۶۷ای نگاهت آهوان را گرم بازی ساختن
  4. شمارهٔ ۴۶۸شغل دهقان چیست ز آب و گل نهال انگیختن
  5. شمارهٔ ۴۶۹رخت را آفتاب سایه‌گستر می‌توان گفتن
  6. شمارهٔ ۴۷۰گرچه در دیدهٔ‌تر جای تو نتوان کردن
  7. شمارهٔ ۴۷۱فتنه می‌خیزد از آن ترکانه دامن برزدن
  8. شمارهٔ ۴۷۲روز من زان زلف میدانم سیه خواهد شدن
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.