پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۲

صبا تحیت بلبل به بوستان برسان

درود بنده به خان جهان ستان برسان

دعای من که اجابت عنان کشندهٔ اوست

به آن گزیده سوار سبک عنان برسان

ز بخت سرکش خودکام بر من آن چه رسید

به آن امیر سرافراز کامران برسان

زمان چو ز جان می‌رسد به لب قدری

به سمع نکته رس او دوان دوان برسان

به قصهٔ من زار از غرور اگر نرسد

به دوستان وی این طرفه داستان برسان

وگر خود از سر رغبت شود حدیث شنو

چنان که شرط بلاغ است آن چنان برسان

پس از درود بگو ای مسیح هستی بخش

نوید نسخهٔ لطفت به خستگان برسان

ز بنده پروریت چون صلای عام رسد

به گوش بندهٔ خاصت صدای آن برسان

سخن به طول رسید ای صبا تو مختصری

ز بندگان به جناب خدایگان برسان

ثنای محتشم بینوای خاک نشین

به خان محتشم پادشه نشان برسان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۴تا بر سپهر از زر انجم بود نشان
  2. شمارهٔ ۴۶۵آمدم با ناله‌های زار هم دم هم چنان
  3. شمارهٔ ۴۶۶شد پرده درم سوز درون از تو چه پنهان
  4. شمارهٔ ۴۶۷ای نگاهت آهوان را گرم بازی ساختن
  5. شمارهٔ ۴۶۸شغل دهقان چیست ز آب و گل نهال انگیختن
  6. شمارهٔ ۴۶۹رخت را آفتاب سایه‌گستر می‌توان گفتن
  7. شمارهٔ ۴۷۰گرچه در دیدهٔ‌تر جای تو نتوان کردن
  8. شمارهٔ ۴۷۱فتنه می‌خیزد از آن ترکانه دامن برزدن
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.