پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۸

رسید نغمه‌ای از باده‌نوشی تو به گوشم

که چون خُم می و چون نایِ نی به جوش‌وخروشم

کجاست نرمی و کیفیتی و نشئهٔ عشقی

که می‌نخورده از آنجا برون بَرَند به دوشم

ز خام‌کاری تدبیر خود فتاده به خنده

خرد چو دید که آوَرْد آتش تو به جوشم

قیاس حیرتم ای قبلهٔ مراد از این کُن

که با هزار زبان در مقابل تو خموشم

قسم به نرگس مردم‌فریبِ عشوه‌فروشت

که آن چه از تو خریدم به عالمی نفروشم

تو بدگمان به من و من بر این که راز تو بدخو

به هر لباس که توانم به‌قدر وسع بپوشم

رسید صاف به دُرد و به‌جاست بانگ دِهادِه

به این گمان که در این بزم من هنوز به‌هوشم

عجب که ساقی این بزم محتشم به درآرد

به باده تا به ابد از خمار مستی دوشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۰به دشمن یارئی در قتل خود از یار می‌فهمم
  2. شمارهٔ ۴۳۱به فنا بنده رهی می‌دانم
  3. شمارهٔ ۴۳۲من نه مجنونم که خواهم روی در صحرا کنم
  4. شمارهٔ ۴۳۳دور از تو بر روی بتان چون چشم پرخون افکنم
  5. شمارهٔ ۴۳۴بس که همیشه در غمت فکر محال می‌کنم
  6. شمارهٔ ۴۳۵زین گونه چو در مشق جنون حلقه چو نونم
  7. شمارهٔ ۴۳۶گر شود ریش درون رخنه گر بیرونم
  8. شمارهٔ ۴۳۷ز دستت جیب گل پیراهنان را چاک می‌بینم
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.