فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ - (ناکامل) .............
- شمارهٔ ۲ دیده پر خون شد به دل دیگر نمیدانم چه شد
- شمارهٔ ۳ بیشوق تو کی واقف اسرار توان بود
- شمارهٔ ۴ عاشقی را بنا نباید کرد
- شمارهٔ ۵ ماهی که لب نوشش خاصیت جان دارد
- شمارهٔ ۶ هر چند تماشا ز غرورش نتوان کرد
- شمارهٔ ۷ دردمندان تو از درد دوا یافتهاند
- شمارهٔ ۸ مژده ای دل پیک جانان میرسد
- شمارهٔ ۹ روزی که فلک در خم چوگان تو گردد
- شمارهٔ ۱۰ جلوهای از قامتش تا دل تمنا میکند
- شمارهٔ ۱۱ خوش آن که صبح نظر بر رخ تو باز کند
- شمارهٔ ۱۲ مرا هر دم به کویت شوق دل ناچار میآرد
- شمارهٔ ۱۳ مژده ای دل که یار میآید
- شمارهٔ ۱۴ شب در نظرم بود که آن ماه برآمد
- شمارهٔ ۱۵ نه تنها فارغم کرد از جهان درد
- شمارهٔ ۱۶ هر کجا صبر از دلی آن زلف کافرکیش برد
- شمارهٔ ۱۷ هر که را روزی لطف تو رعایت نکند
- شمارهٔ ۱۸ بهار آمد که گلشن بوی آن گلپیرهن گیرد
- شمارهٔ ۱۹ روز عید آن شوخ اگر جولان کند
- شمارهٔ ۲۰ یکرنگ تو را کجدل و ابلق نتوان کرد
- شمارهٔ ۲۱ با ژندهای توان ساخت زرتار اگر نباشد
- شمارهٔ ۲۲ دولت آن است که یارم ز در لطف در آید
- شمارهٔ ۲۳ مهوشان دیوانهام با جام بیغش کردهاند
- شمارهٔ ۲۴ با تبسم تا لبش تمهید احسان میکند
- شمارهٔ ۲۵ مرا که با لب او نوبت سخن نرسد
- شمارهٔ ۲۶ تا چند آب حسرتم از چشم تر چکد
- شمارهٔ ۲۷ به یاد روی توام سال و ماه میگذرد
- شمارهٔ ۲۸ تا جمالت شمع این کاشانه شد
- شمارهٔ ۲۹ چه آتش بود در پیمانه کردند
- شمارهٔ ۳۰ خوبان اگر به حسن و صباحت فرشتهاند
- شمارهٔ ۳۱ هر که آید به در میکده دیوانه کنند
- شمارهٔ ۳۲ فروغ همت خم را نه ساغر نه سبو دارد
- شمارهٔ ۳۳ آن زمان کاین فتنهها در عالم ارواح بود
- شمارهٔ ۳۴ جمال تو را ماه تابنده شد
- شمارهٔ ۳۵ وقت آن شد کز دلم صبح سعادت سر زند
- شمارهٔ ۳۶ عاشقان در دل شب چشم تری بگشایند
- شمارهٔ ۳۷ عندلیبی در گلستان ناله مستانه کرد
- شمارهٔ ۳۸ خوش آنکه تو را جوید و آزار تو بیند
- شمارهٔ ۳۹ غمزهات ناوکفشانی میکند
- شمارهٔ ۴۰ کی بود قاصدم از پیش تو ممنون برسد
- شمارهٔ ۴۱ آن زمان بهره ز نقل و می و جامت باشد
- شمارهٔ ۴۲ مژده ای دل که بهار آمد و گل پیدا شد
- شمارهٔ ۴۳ غم زلفت پریشان در دل دیوانه میگردد
- شمارهٔ ۴۴ خوش آن که لبش جز به لب جام نباشد
- شمارهٔ ۴۵ وقت آن است که در بزم جمت یاد کنند
- شمارهٔ ۴۶ گر تیرگی بصر نباشد
- شمارهٔ ۴۷ اشک عاشق بر رخش چون سیم و زر دارد نمود
- شمارهٔ ۴۸ آتشی دارد اضطراب سپند
- شمارهٔ ۴۹ معشوق مگو وفا ندارد
- شمارهٔ ۵۰ ای دل هوس وصل بتان تا کی و تا چند
- شمارهٔ ۵۱ مستان که دل بجز می و ساغر نبستهاند
- شمارهٔ ۵۲ جمال یار که تاب نگاه خود دارد
- شمارهٔ ۵۳ یا رب دلم از درد تو بیکار نگردد
- شمارهٔ ۵۴ کلبه احزان من بزم وصال تو باد
- شمارهٔ ۵۵ ساقیا روی بهار تو مبارک باشد
- شمارهٔ ۵۶ امشب که بیتو شیشه دمی جلوهساز بود
- شمارهٔ ۵۷ پیشم نشسته بود و مدارش به ناز بود
- شمارهٔ ۵۸ کام دل غیر از کجا بدهد
- شمارهٔ ۵۹ ای خوش آن ساعت که یارم از سفر پیدا شود
- شمارهٔ ۶۰ کی وعدههای لعل تو از یاد میرود
متن اشعار به نقل از گنجور.