پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی

مجذوب تبریزی

غزلیات

۲۵۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ - (ناکامل) .............
  2. شمارهٔ ۲ دیده پر خون شد به دل دیگر نمیدانم چه شد
  3. شمارهٔ ۳ بی‌شوق تو کی واقف اسرار توان بود
  4. شمارهٔ ۴ عاشقی را بنا نباید کرد
  5. شمارهٔ ۵ ماهی که لب نوشش خاصیت جان دارد
  6. شمارهٔ ۶ هر چند تماشا ز غرورش نتوان کرد
  7. شمارهٔ ۷ دردمندان تو از درد دوا یافته‌اند
  8. شمارهٔ ۸ مژده ای دل پیک جانان می‌رسد
  9. شمارهٔ ۹ روزی که فلک در خم چوگان تو گردد
  10. شمارهٔ ۱۰ جلوه‌ای از قامتش تا دل تمنا می‌کند
  11. شمارهٔ ۱۱ خوش آن که صبح نظر بر رخ تو باز کند
  12. شمارهٔ ۱۲ مرا هر دم به کویت شوق دل ناچار می‌آرد
  13. شمارهٔ ۱۳ مژده ای دل که یار می‌آید
  14. شمارهٔ ۱۴ شب در نظرم بود که آن ماه برآمد
  15. شمارهٔ ۱۵ نه تنها فارغم کرد از جهان درد
  16. شمارهٔ ۱۶ هر کجا صبر از دلی آن زلف کافرکیش برد
  17. شمارهٔ ۱۷ هر که را روزی لطف تو رعایت نکند
  18. شمارهٔ ۱۸ بهار آمد که گلشن بوی آن گل‌پیرهن گیرد
  19. شمارهٔ ۱۹ روز عید آن شوخ اگر جولان کند
  20. شمارهٔ ۲۰ یکرنگ تو را کج‌دل و ابلق نتوان کرد
  21. شمارهٔ ۲۱ با ژنده‌‌ای توان ساخت زرتار اگر نباشد
  22. شمارهٔ ۲۲ دولت آن است که یارم ز در لطف در آید
  23. شمارهٔ ۲۳ مهوشان دیوانه‌ام با جام بی‌غش کرده‌اند
  24. شمارهٔ ۲۴ با تبسم تا لبش تمهید احسان می‌کند
  25. شمارهٔ ۲۵ مرا که با لب او نوبت سخن نرسد
  26. شمارهٔ ۲۶ تا چند آب حسرتم از چشم تر چکد
  27. شمارهٔ ۲۷ به یاد روی توام سال و ماه می‌گذرد
  28. شمارهٔ ۲۸ تا جمالت شمع این کاشانه شد
  29. شمارهٔ ۲۹ چه آتش بود در پیمانه کردند
  30. شمارهٔ ۳۰ خوبان اگر به حسن و صباحت فرشته‌اند
  31. شمارهٔ ۳۱ هر که آید به در میکده دیوانه کنند
  32. شمارهٔ ۳۲ فروغ همت خم را نه ساغر نه سبو دارد
  33. شمارهٔ ۳۳ آن زمان کاین فتنه‌ها در عالم ارواح بود
  34. شمارهٔ ۳۴ جمال تو را ماه تابنده شد
  35. شمارهٔ ۳۵ وقت آن شد کز دلم صبح سعادت سر زند
  36. شمارهٔ ۳۶ عاشقان در دل شب چشم تری بگشایند
  37. شمارهٔ ۳۷ عندلیبی در گلستان ناله مستانه کرد
  38. شمارهٔ ۳۸ خوش آنکه تو را جوید و آزار تو بیند
  39. شمارهٔ ۳۹ غمزه‌ات ناوک‌فشانی می‌کند
  40. شمارهٔ ۴۰ کی بود قاصدم از پیش تو ممنون برسد
  41. شمارهٔ ۴۱ آن زمان بهره ز نقل و می و جامت باشد
  42. شمارهٔ ۴۲ مژده ای دل که بهار آمد و گل پیدا شد
  43. شمارهٔ ۴۳ غم زلفت پریشان در دل دیوانه می‌گردد
  44. شمارهٔ ۴۴ خوش آن که لبش جز به لب جام نباشد
  45. شمارهٔ ۴۵ وقت آن است که در بزم جمت یاد کنند
  46. شمارهٔ ۴۶ گر تیرگی بصر نباشد
  47. شمارهٔ ۴۷ اشک عاشق بر رخش چون سیم و زر دارد نمود
  48. شمارهٔ ۴۸ آتشی دارد اضطراب سپند
  49. شمارهٔ ۴۹ معشوق مگو وفا ندارد
  50. شمارهٔ ۵۰ ای دل هوس وصل بتان تا کی و تا چند
  51. شمارهٔ ۵۱ مستان که دل بجز می و ساغر نبسته‌اند
  52. شمارهٔ ۵۲ جمال یار که تاب نگاه خود دارد
  53. شمارهٔ ۵۳ یا رب دلم از درد تو بیکار نگردد
  54. شمارهٔ ۵۴ کلبه احزان من بزم وصال تو باد
  55. شمارهٔ ۵۵ ساقیا روی بهار تو مبارک باشد
  56. شمارهٔ ۵۶ امشب که بی‌‌تو شیشه دمی جلوه‌ساز بود
  57. شمارهٔ ۵۷ پیشم نشسته بود و مدارش به ناز بود
  58. شمارهٔ ۵۸ کام دل غیر از کجا بدهد
  59. شمارهٔ ۵۹ ای خوش آن ساعت که یارم از سفر پیدا شود
  60. شمارهٔ ۶۰ کی وعده‌های لعل تو از یاد میرود

متن اشعار به نقل از گنجور.