پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

چه آتش بود در پیمانه کردند

که مجلس را پر از دیوانه کردند

در این مجلس که شمع بزم گردید

که مهر و ماه را پروانه کردند

چه پرتو بود ساقی از رخ افکند

که عالم را تماشاخانه کردند

از این آتش خرد را بهره‌ای نیست

که سوداییست با دیوانه کردند

هزاران قطره کرد آهنگ دریا

یکی را گوهر یک‌دانه کردند

از این آتش نه هر دل شعله افروخت

که این لطف است با پروانه کردند

به غیر از یار با کس آشنا نیست

دلی را کز خرد بیگانه کردند

به یک دل برهمن کیشان آگاه

طواف کعبه در بت‌خانه کردند

دل مستان پر از امیدواریست

که گاهی گریه مستانه کردند

در این مهمان سرا لذت از آن هاست

که خود را محو صاحب‌خانه کردند

خرد لنگ و بیابان پرخطر بود

از این مجذوب را دیوانه کردند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱هر که آید به در میکده دیوانه کنند
  2. شمارهٔ ۳۲فروغ همت خم را نه ساغر نه سبو دارد
  3. شمارهٔ ۳۳آن زمان کاین فتنه‌ها در عالم ارواح بود
  4. شمارهٔ ۳۴جمال تو را ماه تابنده شد
  5. شمارهٔ ۳۵وقت آن شد کز دلم صبح سعادت سر زند
  6. شمارهٔ ۳۶عاشقان در دل شب چشم تری بگشایند
  7. شمارهٔ ۳۷عندلیبی در گلستان ناله مستانه کرد
  8. شمارهٔ ۳۸خوش آنکه تو را جوید و آزار تو بیند
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.