پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

تا جمالت شمع این کاشانه شد

آفتاب از جان و دل پروانه شد

تا صلا زد چشم مستت بر صلاح

صحن مسجد صفّه میخانه شد

حسن در هر جا که شمعی برفروخت

عشق چرخی هم زد و پروانه شد

دل مگو عشق مجازی باخت باخت

روزگاری کعبه هم بت‌خانه شد

منع مستان زاهدان بی‌جا کنند

قسمت از روز ازل پیمانه شد

می بده تا فاش گویم با حکیم

هر که عاشق شد چرا دیوانه شد

در رهش اندیشه پر بیچاره بود

عشق ناچار از خرد بیگانه شد

خانه دل شد غمت را دل‌نشین

ماند چندانی که صاحب‌خانه شد

شعلهٔ آن دل شود شمع مراد

کز هوای سوختن پروانه شد

سرگذشت دهر باشد این دو حرف

روز شب گردید و شب افسانه شد

گر بهار از عارضت گل‌ها نچید

باز مجذوب از چه رو دیوانه شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰خوبان اگر به حسن و صباحت فرشته‌اند
  2. شمارهٔ ۳۱هر که آید به در میکده دیوانه کنند
  3. شمارهٔ ۳۲فروغ همت خم را نه ساغر نه سبو دارد
  4. شمارهٔ ۳۳آن زمان کاین فتنه‌ها در عالم ارواح بود
  5. شمارهٔ ۳۴جمال تو را ماه تابنده شد
  6. شمارهٔ ۳۵وقت آن شد کز دلم صبح سعادت سر زند
  7. شمارهٔ ۳۶عاشقان در دل شب چشم تری بگشایند
  8. شمارهٔ ۳۷عندلیبی در گلستان ناله مستانه کرد
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.