پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

عندلیبی در گلستان ناله مستانه کرد

عشق گل یعنی ببین ما را چه خوش دیوانه کرد

در جوابش ناله قمری ز شاخ سرو گفت

طرفه سروی هم مرا در عاشقی افسانه کرد

خود به خود پروانه‌ای هم در جواب هر دو گفت

شب شود گویم کدامین آتشم پروانه کرد

شمع گل‌رخسار من هم گر اجازت می‌نمود

فاش می‌گفتم کدامین مهوشم دیوانه کرد

عارض شمع و جمال گل مرا شیدا نساخت

واله و شوریده‌ام ساقی به یک پیمانه کرد

در دلم ننشست تا دل از سر جان برنخاست

آشنا چندان نشد تا از خودم بیگانه کرد

نرگس رعناغزالی دل ز دستم برد و رفت

با دل من هر چه کرد آن نرگس مستانه کرد

موبد آتش‌پرستان‌ را ز ما عشقی بگو

شعله شوقی دلم را باز آتش‌خانه کرد

دین و دل رفت از کفم زاهد بگو تدبیر چیست

عشق زور آورد باز این کعبه را بت‌خانه کرد

نسبت شعر من و حافظ بگویم با تو چیست

من ز خاک و او ز مرجان سبحه صد‌دانه کرد

بی‌ستون هم سنگ راه همت فرهاد نیست

عشق هر کاری که گفتندش بکن مردانه کرد

در سراغ جام جم آخر به جایی می‌رسد

هر که چون مجذوب از جان خدمت میخانه کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹غمزه‌ات ناوک‌فشانی می‌کند
  2. شمارهٔ ۴۰کی بود قاصدم از پیش تو ممنون برسد
  3. شمارهٔ ۴۱آن زمان بهره ز نقل و می و جامت باشد
  4. شمارهٔ ۴۲مژده ای دل که بهار آمد و گل پیدا شد
  5. شمارهٔ ۴۳غم زلفت پریشان در دل دیوانه می‌گردد
  6. شمارهٔ ۴۴خوش آن که لبش جز به لب جام نباشد
  7. شمارهٔ ۴۵وقت آن است که در بزم جمت یاد کنند
  8. شمارهٔ ۴۶گر تیرگی بصر نباشد
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.