پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

گر تیرگی بصر نباشد

جز روی تو در نظر نباشد

آن جا که تویی تمام هستی است

این جا که منم اثر نباشد

مجذوب تو بحر و بر نداند

در راه تو خشک و تر نباشد

بی‌فیض به جوی خشک ماند

چشمی که ز گریه تر نباشد

هرگز به نظر تو را نیارند

گر اشک تو در نظر نباشد

در دهر عزیز کی کنندت

تا رنگ تو هم‌چو زر نباشد

آیینه برت نهند هر صبح

تا آه تو بی اثر نباشد

مفتاح گشایش سعادت

جز آه دم سحر نباشد

دریاب شماره نفس را

شاید نفس دگر نباشد

با نیت خیر کن توکل

تا در سفرت خطر نباشد

پوشیدن عیب خود هنر نیست

نیکوتر از این هنر نباشد

مجذوب زبان و دل یکی کن

تا حرف تو بی‌اثر نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸آتشی دارد اضطراب سپند
  2. شمارهٔ ۴۹معشوق مگو وفا ندارد
  3. شمارهٔ ۵۰ای دل هوس وصل بتان تا کی و تا چند
  4. شمارهٔ ۵۱مستان که دل بجز می و ساغر نبسته‌اند
  5. شمارهٔ ۵۲جمال یار که تاب نگاه خود دارد
  6. شمارهٔ ۵۳یا رب دلم از درد تو بیکار نگردد
  7. شمارهٔ ۵۴کلبه احزان من بزم وصال تو باد
  8. شمارهٔ ۵۵ساقیا روی بهار تو مبارک باشد
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.