پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

وقت آن است که در بزم جمت یاد کنند

تا به یک جرعه دلت را ز غم آزاد کنند

می‌فروشان که به یک جرعه خرابت کردند

وقت آن شد که به یک ساغرت آباد کنند

شوخ‌چشمان که دلت را به نگاهی بردند

می‌توانند که بازت به همان شاد کنند

ناز خوبان همه لطفست مکن جورش نام

کی دلت را بربایند چو بیداد کنند

که در این سلسله دل باخت که دل‌ها نربود

زان نمودند تو را صید که صیاد کنند

چون گل از ناله دل‌سوختگان خوش دارد

عندلیبان همه خوب است که فریاد کنند

راستی پیشه کن و شیوه ثابت‌قدمی

تا چو سرو از غم بی‌برگیت آزاد کنند

عشق دریاست خسان را به نظر کی آرد

چون حباب ار سر خود را همه پرباد کنند

تا به روی که گشایند در فیروزی

خرم آنان که ز جان خدمت استاد کنند

گر چه مجذوب دلت را به نگاهی بردند

دل قوی دار که بازت به همان شاد کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷اشک عاشق بر رخش چون سیم و زر دارد نمود
  2. شمارهٔ ۴۸آتشی دارد اضطراب سپند
  3. شمارهٔ ۴۹معشوق مگو وفا ندارد
  4. شمارهٔ ۵۰ای دل هوس وصل بتان تا کی و تا چند
  5. شمارهٔ ۵۱مستان که دل بجز می و ساغر نبسته‌اند
  6. شمارهٔ ۵۲جمال یار که تاب نگاه خود دارد
  7. شمارهٔ ۵۳یا رب دلم از درد تو بیکار نگردد
  8. شمارهٔ ۵۴کلبه احزان من بزم وصال تو باد
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.