پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷

اشک عاشق بر رخش چون سیم و زر دارد نمود

سیم و زر هر جا که باشد در نظر دارد نمود

بی‌گرفتاری دلت را از گشایش بهره نیست

این گره در زلف خوبان خوب‌تر دارد نمود

چون دل روشن به زلف دل‌ستانی نسپرم

من که دانم شمع در شب بیش‌تر دارد نمود

گریه وقت سحر را از تو در دم می‌خرند

گوهر غلتان شبنم در سحر دارد نمود

می‌نماید از جبینِ صبح سیمای اثر

ناله‌ای سرده به مطلب تا اثر دارد نمود

تا توانی از سفر تحصیل روی تازه کن

چهره خورشید دائم از سفر دارد نمود

دیده پرخون کن چو ساغر تا ببوسی لعل یار

چشم من در بزم مستان چشم تر دارد نمود

غنچه خسب گنج غم را در جهاد آرزو (؟)

نقش پهلو همچو ترکش در کمر دارد نمود

هر طرف گوی سعادت در میان افکنده‌اند

نام اگر خواهی در این میدان هنر دارد نمود

تیره‌دل را شهرت از اسباب رنگین است و بس

پای طاووس از نمود بال و پر دارد نمود

خون دل مجذوب در مژگان مستان خوش‌نماست

نخل باغ عاشقان هم با ثمر دارد نمود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹معشوق مگو وفا ندارد
  2. شمارهٔ ۵۰ای دل هوس وصل بتان تا کی و تا چند
  3. شمارهٔ ۵۱مستان که دل بجز می و ساغر نبسته‌اند
  4. شمارهٔ ۵۲جمال یار که تاب نگاه خود دارد
  5. شمارهٔ ۵۳یا رب دلم از درد تو بیکار نگردد
  6. شمارهٔ ۵۴کلبه احزان من بزم وصال تو باد
  7. شمارهٔ ۵۵ساقیا روی بهار تو مبارک باشد
  8. شمارهٔ ۵۶امشب که بی‌‌تو شیشه دمی جلوه‌ساز بود
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.