پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

امشب که بی‌‌تو شیشه دمی جلوه‌ساز بود

بی‌نورتر ز جبهه کاهل‌نماز بود

فکرم به یاد زلف پریشان در همت

پیچیده بود درهم و شب هم دراز بود

در اشتیاق بزم وصالت به فال نیک

چشمم به روی ساقی و گوشم به ساز بود

ناگاه صبح گشت و تو مستان چو آفتاب

از در درآمدی و در فیض باز بود

من هم‌چو آفتاب‌پرستان ز دیدنت

مشغول سجده گشتم و وقت نماز بود

گفتی بنوش جام و صبوحی و شکر کن

کز طاعت من و تو خدا بی‌نیاز بود

آمد به بزم و نورفشان شد چو آفتاب

رخساره‌ای که پرده‌نشین همچو راز بود

شکر خدا که این دل ناشکر بی‌قرار

شد صاف و دید کز چه سبب در گداز بود

روشن دلم ز پرتو ماهی که سال‌ها

لطف خدا حصار و مقامش حجاز بود

اقبال یار و طالع مجذوب کار کرد

چون نیتش به خیر و خدا کارساز بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸کام دل غیر از کجا بدهد
  2. شمارهٔ ۵۹ای خوش آن ساعت که یارم از سفر پیدا شود
  3. شمارهٔ ۶۰کی وعده‌های لعل تو از یاد میرود
  4. شمارهٔ ۶۱ناله مستانه‌ام بخت مرا هشیار کرد
  5. شمارهٔ ۶۲خون افسرده شد آن دل که به قاتل نرسید
  6. شمارهٔ ۶۳حرفی به چمن از غم آن نوش‌لب افتاد
  7. شمارهٔ ۶۴شبی در انتظار صبح بودم ماه پیدا شد
  8. شمارهٔ ۶۵دل گواهی می‌دهد البتّه یارم می‌رسد
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.