پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

کی وعده‌های لعل تو از یاد میرود

کی ذوق شادی از دل ناشاد میرود

حسن تو از خط تو یکی در هزار شد

کی آب و رنگ حسن خداداد میرود

سودای عشق فایده‌ها دارد از زیان

این جا شکار از پی صیاد میرود

سررشتهٔ شمار نفس را نگاه دار

عمر عزیز توست که بر باد میرود

ناچار میروند اگر شاه اگر گداست

درویش بی‌علاقه یقین شاد میرود

اندیشه نیست نالهٔ شب را ز راه دور

بیدار شو که فرصت فریاد میرود

هر چند در کفت (گفت) قلم اختیار هست

حرفی ز نقطه‌ریزی استاد میرود

یک جوی شیر تا بر شیرین کند روان

صد دجله خون ز دیده فرهاد میرود

صد سال اگر جفا و مشقت کشیده‌ای

روز شکفتگی همه از یاد میرود

مجذوب خود سر از پی حافظ نمیرود

این حرف در شفقت استاد میرود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲خون افسرده شد آن دل که به قاتل نرسید
  2. شمارهٔ ۶۳حرفی به چمن از غم آن نوش‌لب افتاد
  3. شمارهٔ ۶۴شبی در انتظار صبح بودم ماه پیدا شد
  4. شمارهٔ ۶۵دل گواهی می‌دهد البتّه یارم می‌رسد
  5. شمارهٔ ۶۶ظاهراً از بنده حرفی با تو پنهان گفته‌اند
  6. شمارهٔ ۶۷باز راهم به در خانه خمّار افتاد
  7. شمارهٔ ۶۸مژده ای دل که فلانی ز سفر می‌آید
  8. شمارهٔ ۶۹شکر که ایام غم رفت و به پایان رسید
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.