پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

ناله مستانه‌ام بخت مرا هشیار کرد

های‌های گریه‌ام این خفته را بیدار کرد

کوکب بختم مقابل شد سحر با آفتاب

دیدهٔ شب‌زنده‌دارم رو به رو با یار کرد

خاطرم از جانب زلف پریشان جمع شد

خسته‌ام را چون علاج آن نرگس بیمار کرد

نکهت زلفت صبا را کو به کو آشفته ساخت

آب و رنگ عارضت خون در دل گلزار کرد

آسمان کی میتواند شد نقاب آفتاب

چون تواند صاف‌دل مهر تو را انکار کرد

عشق هم شد دود آه و اشک سرخ و رنگ زرد

حسن چون خود را به رنگی هر زمان اظهار کرد

دل ز یک نظاره کردن سال‌ها در خون نشست

با دل من هر چه کرد این دیدهٔ خون‌بار کرد

هر چه پیش آمد در این وادی جنون از پیش برد

در گشاد کارها بی‌کاری ما کار کرد

شورش دیوانه را از طعنه مردم چه باک

موج دریا را به سوهان کی توان هموار کرد

ما ز عیب دیگران بر عیب خود بینا شدیم

دشمن ما دوستی در حق ما بسیار کرد

بر رخ مجذوب درها از نظر بازی گشود

دیده من هر چه کرد از دولت دیدار کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳حرفی به چمن از غم آن نوش‌لب افتاد
  2. شمارهٔ ۶۴شبی در انتظار صبح بودم ماه پیدا شد
  3. شمارهٔ ۶۵دل گواهی می‌دهد البتّه یارم می‌رسد
  4. شمارهٔ ۶۶ظاهراً از بنده حرفی با تو پنهان گفته‌اند
  5. شمارهٔ ۶۷باز راهم به در خانه خمّار افتاد
  6. شمارهٔ ۶۸مژده ای دل که فلانی ز سفر می‌آید
  7. شمارهٔ ۶۹شکر که ایام غم رفت و به پایان رسید
  8. شمارهٔ ۷۰آنان که به فکر اعتبارند
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.