پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

باز راهم به در خانه خمّار افتاد

گذرم باز به آن مخزن اسرار افتاد

جام می در نظرم چون گل شاداب نمود

نگهم باز به آن گلشن بی‌خار افتاد

شکر و صد شکر که در حلقهٔ مستان جنون

شور دیوانگیم باز به پرگار افتاد

گرمی مغبچه نازم که به افسون لبش

آب آتش شد و برجان خریدار افتاد

روشن آن آتش گلگون که غم دل را سوخت

خنک آن آب گوارا که به بیمار افتاد

باده نوشان خرابات مگو کم‌کارند

فرصت عیش به دست همه بسیار افتاد

چون تو ای شیخ بسی منکر می را دیدیم

سبحه بگسست و ردا گم شد و دستار افتاد

به تکبر مگذر از در میخانه عشق

که به این در همه را در همه جا کار افتاد

همه را در رهش افتادگئی در کار است

هر که هموار نیفتاد به آزار افتاد

برهمن را مگر از زلف بتان نیست خبر

که به کارش گره از حلقه زنار افتاد

از در میکده مجذوب به جایی نروی

بارها بر در این خانه مرا کار افتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹شکر که ایام غم رفت و به پایان رسید
  2. شمارهٔ ۷۰آنان که به فکر اعتبارند
  3. شمارهٔ ۷۱سینه صافان ز غمت چشم تری یافته‌اند
  4. شمارهٔ ۷۲تا به کی منتظران چشم به راه اندازند
  5. شمارهٔ ۷۳ساقی بیا که غنچه دل با تو وا شود
  6. شمارهٔ ۷۴از تماشای جمالت باغ رضوان ساختند
  7. شمارهٔ ۷۵لب لعل تو کار باده کند
  8. شمارهٔ ۷۶مژده ای دل که صف لشکر غم بر هم خورد
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.