پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

ساقی بیا که غنچه دل با تو وا شود

یا رب وجود فیض‌رسان بی‌بلا شود

بیگانگی مکن که به طرز سلوک ما

بیگانه آشناست اگر آشنا شود

رو از نگار آئینه‌رو منحرف مساز

آئینه رو‌برو چو شود خوش‌نما شود

آهن‌ربای سنگ‌دلان است ذکر خیر

این دانه گر به سنگ بکاری دعا شود

گفتی ز خط جام چه تحقیق کرده‌ای

اول همین که مست یقین بی‌ریا شود

هر روز آسمان پی تمهید دیگر است

تمهید روز حشر دگر تا چه‌ها شود

آب بقا محبت شاه ولایت است

این اعتقاد هر که ندارد فنا شود

امیدگاه ما در دولت‌سرای اوست

فیروز طالعی که در این در گدا شود

مجذوب‌وار از ته دل یا علی بگو

تا مطلبت حواله به لطف خدا شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵لب لعل تو کار باده کند
  2. شمارهٔ ۷۶مژده ای دل که صف لشکر غم بر هم خورد
  3. شمارهٔ ۷۷سایه‌بان فتح و نصرت بال اقبال تو باد
  4. شمارهٔ ۷۸بشنو از من سخنی کز غمت آزاد کند
  5. شمارهٔ ۷۹عقل چون مشغول خود شد شهر و زندان ساختند
  6. شمارهٔ ۸۰هیچ دل معشوق ما را رام نتوانست کرد
  7. شمارهٔ ۸۱حسن تا دارد از حیا تعویذ
  8. شمارهٔ ۸۲عمری اگر چه از من بیدل رمید یار
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.