پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

از تماشای جمالت باغ رضوان ساختند

این خبر شد پهن عالم را گلستان ساختند

پیش ابروی کجت کردند طرح قبله راست

نسخه از روی خوشت بردند و قرآن ساختند

گرد راهت شد فلک کردند قدرش را بلند

خاک پایت شد زمین بردند و انسان ساختند

بارگاه عزتت را آسمان شد آستان

آستانت پاسبان می‌خواست کیوان ساختند

تا نباشد منکر روز قیامت هوش ما

سرو قدت را به صد تمکین خرامان ساختند

از سر جان بی‌سبب  برخاستن آسان نبود

لعل خندان تو را شیرینتر از جان ساختند

تا شود روشن به عالم حجت اقبال ما

ذرّه مهر تو را خورشید تابان ساختند

تا عیان گردد که انگشتر سلیمان از که داشت

بهر سلمان ابر را تخت سلیمان ساختند

پرتوافکن شمع رخسار تو شد بر نخل طور

تا چراغ نخل موسی را فروزان ساختند

سجده‌ها کردیم ما روزی که در سر کار دوست

خلعت مهر شما را نور ایمان ساختند

وعده شد هر بیت را مجذوب بیتی از بهشت

در همان مجلس که حسّان را ثناخوان ساختند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶مژده ای دل که صف لشکر غم بر هم خورد
  2. شمارهٔ ۷۷سایه‌بان فتح و نصرت بال اقبال تو باد
  3. شمارهٔ ۷۸بشنو از من سخنی کز غمت آزاد کند
  4. شمارهٔ ۷۹عقل چون مشغول خود شد شهر و زندان ساختند
  5. شمارهٔ ۸۰هیچ دل معشوق ما را رام نتوانست کرد
  6. شمارهٔ ۸۱حسن تا دارد از حیا تعویذ
  7. شمارهٔ ۸۲عمری اگر چه از من بیدل رمید یار
  8. شمارهٔ ۸۳ساقیا آن آب گلناری بیار
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.