پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

عمری اگر چه از من بیدل رمید یار

شکر خدا که بر سرم آخر رسید یار

انگشت میگزی تو ز انگشت و قفل ماه

در ها گشوده بهر تو با این کلید یار

کفر است ناامید شدن از عطای دوست

این نکته را به گوش دو عالم کشید یار

نومید چون شوم که تواند به نیم لطف

در هردو نشئه ساخت مرا رو‌سفید یار

دانسته شد که مطلبش آزاد کردن است

ما را به عیب بی‌هنری تا خرید یار

درخواست از برای گنه‌کار می‌شود

این جامه را به قامت مستان برید یار

شادی نکرد تا همه را شادمان نساخت

چون اضطراب از همه رفت آرمید یار

مالک زبانه‌کش شد و رضوان شکفته‌رو

تا گشت رهنمای شقی و سعید یار

دست دهنده را به جهنم نمی‌برند

ساقی بیا که داده به ما این نوید یار

اندیشه نیست یک سر سوزن ز تیر خصم

آن سینه را که گشته کلام مجید یار

خیر است عاقبت شب معراج شاهد است

با گوش خود ز دوست چه ها تا شنید یار

ای دل شکفته باش که کارم بکام توست

مجذوب مژده باد که اینک رسید یار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴در پیش اختیار تو ما را چه اختیار
  2. شمارهٔ ۸۵شبی به دیر مغانم فتاد راه نظر
  3. شمارهٔ ۸۶عشق دریایی‌ست من چون موج در وی بی‌قرار
  4. شمارهٔ ۸۷بردی دل ما بتا نگه دار
  5. شمارهٔ ۸۸حسن خوبان را حیا باید نگهبان ای پسر
  6. شمارهٔ ۸۹آهوی فیض را نکند بوالهوس شکار
  7. شمارهٔ ۹۰کمند زلف کجت کرده ماه را تسخیر
  8. شمارهٔ ۹۱در سرم نیست به جز سر تو سودای دگر
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.