پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

کمند زلف کجت کرده ماه را تسخیر

نگاه صف‌شکنت آب کرده زهره شیر

ز دام زلف بلندت که میتواند جَست

که میکشند در این حلقه ماه در زنجیر

هزار حلقه و هر حلقه‌اش هزار شکن

فدای هر شکنش همچو من هزار اسیر

تو خواه در قفسم دار و خواه در گلشن

که من به دام تو افتاده‌ام به نیم صفیر

غمت که از غم دنیا و آخرت طاق است

خلاص کرده مرا از غم قلیل و کثیر

چو عارضی‌ست لباس همه چه کهنه چه نو

چو رفتنی‌ست حیات همه چه زود چه دیر

به عمر رفته تأسف چه سود می‌بخشد

برون چو رفت دگر باز پس نیاید تیر

چه دل نهیم به این کهنه دیر تنگ خراب

که عنقریب کنندش ز خشت ما تعمیر

دلی که داده جهانش به آب و رنگ فریب

شکفتگی نشناسد چو غنچه تصویر

به کار هم همه اجزای دهر در کارند

به یکدگر همه را بسته‌اند چون زنجیر

بهشت را به تصور نمیتوان سنجید

ضمیر صاف‌دلان را مگر کنم تصویر

بهشت را به تمنّا نمی‌دهند به کس

مگر به بنده خوش‌اعتقاد پاک‌ضمیر

ز راز انجم و افلاک آن کس آگاه است

که بسته این همه دیوانه را به یک زنجیر

به هر چه خیر تو باشد شتاب کن مجذوب

که گفته‌اند بسی آفت است در تاخیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲دل از کف داده را یار اندکی نامهربان بهتر
  2. شمارهٔ ۹۳دشنام دوست خوش‌تر از حرف خوش‌تر غیر
  3. شمارهٔ ۹۴رفت اگر مجنون از این صحرا به هامون دگر
  4. شمارهٔ ۹۵زهی به حسن و ملامت ز دلبران ممتاز
  5. شمارهٔ ۹۶بده ساقی شراب ناب تبریز
  6. شمارهٔ ۹۷سحرگهان که مؤذن برآورد آواز
  7. شمارهٔ ۹۸مژده وصلم صبا آورد و گریانم هنوز
  8. شمارهٔ ۹۹صبح شد ساقی بده جامی که باز
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.