پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

مژده وصلم صبا آورد و گریانم هنوز

نیش بر دل می‌زند اندوه هجرانم هنوز

صبح وصلم رخ نمود و نور عالم را گرفت

میکند خون در دل خورشید تابانم هنوز

پای تا سر پیکرم چون شمع در آتش گداخت

برندارد سوز دل دست از گریبانم هنوز

چون کنارم پر ز خون دیده شد دریاکنار

می‌رود سیل‌آب خون از چشم گریانم هنوز

سال‌ها صحرای دل را با جنون پیموده‌ام

چون فلک در ابتدای این بیابانم هنوز

بارها از خصم بی‌تمکین تحمل کرده‌ام

سخت مشکل می‌نماید کار آسانم هنوز

چون غمت گنجی در این ویرانه پیدا کرده‌ام

منعم بی‌درد پندارد پریشانم هنوز

بی‌ریا یک عمر در میخانه خدمت کرده‌ام

زاهد بی‌دین نمی‌داند مسلمانم هنوز

هم‌چو شمعم آتش دل بر زبان افتاده‌است

پرده می‌پوشد جنون بر راز پنهانم هنوز

بزم دل‌ها را پر از گل‌های رنگین کرده‌ام

غنچه نشکفته پر دارد گلستانم هنوز

با قناعت روزگاران پادشاهی کرده‌ام

کام‌رانی‌های دیگر هست درشانم هنوز

آن چه من از التفات این کریمان دیده‌ام

گر دو عالم را به من بخشند خواهانم هنوز

علم اگر گویم به جهل خویش پیدا کرده‌ام

لاف دانش می‌زنم البته نادانم هنوز

آیت الکرسی زبانم را کلید فتح ساخت

نیست مجذوب آگه از توفیق یزدانم هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰باز در اشتیاق روی نیاز
  2. شمارهٔ ۱۰۱مه ندیدم به این صفا هرگز
  3. شمارهٔ ۱۰۲مستان شود به خانه زین آشیانه ساز
  4. شمارهٔ ۱۰۳بنال ای عندلیب ناله‌پرداز
  5. شمارهٔ ۱۰۴ایا زآن نوش‌خند عشوه‌پرداز
  6. شمارهٔ ۱۰۵بشنو این نکته که محکوم تو باشد همه چیز
  7. شمارهٔ ۱۰۶صیقل مرأت دل صهبای گلفام است و بس
  8. شمارهٔ ۱۰۷ای پسر اهل وفا را بشناس
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.