پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

صیقل مرأت دل صهبای گلفام است و بس

کیمیای خوشدلی در حقه جام است و بس

گفته‌ای می‌آیم و از بوسه کامت می‌دهم

خوش‌دلم با آن که دانم محض پیغام است و بس

آن چه عمر بی‌بدل را می‌شود نعم البدل

باده گل‌گون و معشوق گل‌اندام است و بس

می به دست آور که اینک روزگار از دست رفت

غبن فاحش پیش مستان غبن ایام است و بس

نیست آسان از ریا خود را مبرّا ساختن

این هنر مخصوص رند دردی‌آشام است و بس

خط آزادی به دستت در گرفتاری دهند

دانهٔ آسوده کی در حلقهٔ دامست و بس

حرص دنیا را ز آسایش نباشد بهره‌ای

نشئه کردار این می تلخی کام است و بس

پر نزد مرغ نگاهت در فضای کوه قاف

خود نظر تنگی مگو عنقا همین نام است و بس

نیست مجذوب تو را از غیر چشم التفات

می‌پرستان را نظر بر رحمت عام است و بس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸از خم زلف کمندافکن مترس
  2. شمارهٔ ۱۰۹ز هر چه در نظر آید مرا جمالت بس
  3. شمارهٔ ۱۱۰به فکر نرگست افتاده نرگس
  4. شمارهٔ ۱۱۱بیار ساقی از آن آفت خمار و عبوس
  5. شمارهٔ ۱۱۲دلربایی که به جز لطف نباشد کارش
  6. شمارهٔ ۱۱۳تا دلم را کند سرای خودش
  7. شمارهٔ ۱۱۴آن را که به میخانه دل راه دهندش
  8. شمارهٔ ۱۱۵گویمت پندی همه گوش و تمام ادراک باش
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.