پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳

تا دلم را کند سرای خودش

لطف‌ها می‌کند به جای خودش

سال‌ها دست و پا زدم تا دوست

شاد آمد برم به پای خودش

جان به پایش فکندم و خجلم

جز خودش کیست رونمای خودش

ساخت بیگانه‌ام جنون از خویش

تا توانم شد آشنای خودش

هر که قانع شود به خاطر جمع

پادشاه است در سرای خودش

عشق پیوسته داردم بی‌برگ

تا شوم روز و شب گدای خودش

غم ز دشنام غایبانه مخور

هرزه‌ای گفته از برای خودش

هر که در قصد ما سپرده به خود

ما سپردیم با خدای خودش

گرد را نیست تاب سیلی باد

به نشیند بگو بجای خودش

سیل با کوه چون درآویزد

می‌کَند چاه از برای خودش

راست کی میشود به آتش هم

آن که کج باخت با خدای خودش

شوق مجذوب و باده تبریز

کی شود غافل از هوای خودش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵گویمت پندی همه گوش و تمام ادراک باش
  2. شمارهٔ ۱۱۶خوشا تبریز و فیض صبح و شامش
  3. شمارهٔ ۱۱۷اگر تو طالب عیشی همیشه عاشق باش
  4. شمارهٔ ۱۱۸با خدا گر واگذاری کار خویش
  5. شمارهٔ ۱۱۹خرم آن گلبن همیشه بهار
  6. شمارهٔ ۱۲۰آمد رسول یار و شدیم از جفا خلاص
  7. شمارهٔ ۱۲۱ساقی بیا که جوش زد از لاله‌زار فیض
  8. شمارهٔ ۱۲۲صبح‌دم چون شود هوا فیاض
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.