پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

با خدا گر واگذاری کار خویش

بد نبینی هرگز از کردار خویش

بندگی کن تا دهندت زندگی

کار او کن تا کند او کار خویش

یار نیکان شو که در بازار عدل

حشر هر کس می‌شود با یار خویش

بی‌بهار خُلق نتوان ساختن

خارزار خشم را گلزار خویش

دانه اشکی بیفشان بر زمین

تا کند باران رحمت کار خویش

راحتت شد خلق اما در بهشت

بهر آن راحت مکن آزار خویش

می‌شود معلوم در پای حساب

تا چه دارد هر کسی در بار خویش

چشم من ترک نماز شب مکن

پا مزن بر دولت بیدار خویش

یاد رفتن‌ها دوای حرص‌هاست

این دوا جو از دل بیمار خویش

توبه چون مجذوب از مستی مکن

توبه کن از ترک استغفار خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰آمد رسول یار و شدیم از جفا خلاص
  2. شمارهٔ ۱۲۱ساقی بیا که جوش زد از لاله‌زار فیض
  3. شمارهٔ ۱۲۲صبح‌دم چون شود هوا فیاض
  4. شمارهٔ ۱۲۳بر گرد لاله‌زار جمالت دمیده خط
  5. شمارهٔ ۱۲۴برگ بنفشه بر ورق لاله چیده خط
  6. شمارهٔ ۱۲۵خواهی شکفته نوش کنی جام اختلاط
  7. شمارهٔ ۱۲۶کاری به جز گناه نداریم یا حفیظ
  8. شمارهٔ ۱۲۷ما حشمت و سپاه نداریم یا حفیظ
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.