پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

خواهی شکفته نوش کنی جام اختلاط

خوش‌خُلق باش ور نه مبر نام اختلاط

زندان نمایدش به نظر گلشن فراغ

مرغی که گشته دانه‌خور دام اختلاط

با بد تو را مصاحب بدرام می‌کند

دل‌گیر از آن نه‌ای تو ز دشنام اختلاط

خیزد ز اختلاط پریشان هزار عیب

دنیا از این جهت شده بدنام اختلاط

تا اختلاط ساخته را گرم کرده‌اند

از یخ فسرده‌تر شده انجام اختلاط

گویم علاج خبث و نفاق و دروغ چیست

دیوانه باش تا نشوی رام اختلاط

مشکل‌گشا اگر نشود همت جنون

عقلت خلاص کی شود از دام اختلاط

من خود ز اختلاط پریشان نیافتم

سودی به جز تأسف ایام اختلاط

یک عمر در نصیحت او سوختم دماغ

مجذوب ما هنوز بود خام اختلاط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷ما حشمت و سپاه نداریم یا حفیظ
  2. شمارهٔ ۱۲۸تا شدم در آتش عشقت گدازان همچو شمع
  3. شمارهٔ ۱۲۹ - (ناکامل)عارضت را نقاب کرده شعاع
  4. شمارهٔ ۱۳۰ - (ناکامل)............
  5. شمارهٔ ۱۳۱ساقیا فصل بهار است و هوای گشت باغ
  6. شمارهٔ ۱۳۲صبحدم چون خسرو خاور کشد تیغ از غلاف
  7. شمارهٔ ۱۳۳سر نپیچم دامنش هر چند دیر آید به کف
  8. شمارهٔ ۱۳۴سَر مَه دیده شد از آمدنت کرد طریق
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.