پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱

ساقیا فصل بهار است و هوای گشت باغ

بوی گل کی می‌کند بی‌باده ترطیب دماغ

خیز و در ساغر بریز آن آب آتش رنگ را

کز لطافت در شب تاریک سوزد چون چراغ

می بده ساقی به آن نیّت که باشی عمرها

شاهد بزم و تذرو گلشن و آهوی زاغ

هر چه داری صرف می کن تا در این ویرانه‌ای‌

ور نه تا مردن کند سودای گنجت بی‌دماغ

گنج آن باشد که با معشوق سیمین‌غبغبی

واکشی مستان و خاطرجمع در کنج فراغ

تا توانی می به دست آورد که در صحن چمن

لاله را عمر کم و آن جام خالی کرده داغ

بوالهوس را بهره‌ای از احتشام عشق نیست

فر اقبال هما کی سایه اندازد به زاغ

عزت داغ دل پرخون شناس و شکر کن

تا به سان لاله دائم مشک ریزندت به باغ

گویمت مجذوب تدبیر غم ایام چیست

روز و شب می نوش تا هرگز نباشی بی‌دماغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳سر نپیچم دامنش هر چند دیر آید به کف
  2. شمارهٔ ۱۳۴سَر مَه دیده شد از آمدنت کرد طریق
  3. شمارهٔ ۱۳۵از باغ کفر و اسلام یک میوه چیده عاشق
  4. شمارهٔ ۱۳۶می بنوش از عقده های عقل بی‌حاصل چه باک
  5. شمارهٔ ۱۳۷پر گذشتم به تماشاگه انسان و ملَک
  6. شمارهٔ ۱۳۸بایدم شد در آستان تو خاک
  7. شمارهٔ ۱۳۹صحیفه‌ایست به انشای کاتبان ازل
  8. شمارهٔ ۱۴۰ساقی بیار جامی زآن کیمیای اقبال
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.