پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰

ساقی بیار جامی زآن کیمیای اقبال

یا رب همیشه باشی مسکین‌نواز و خوشحال

بازم به یک دو ساغر آزاد کن ز هر قید

تا در رهت فشانم جان و دل و سر و مال

گر آن کنی که دل‌ها گردند از تو خوشنود

باشد دعای خیرت هر جا روی به دنبال

بخشم نشان گنجت میخانه را نشان کن

تا سازدت توانگر آن کیمیای سیّال

کاری بکن که عمرت از خود خجل نگردد

روزی که گردد آخر روز و شب و مه و سال

احوال عمر ضایع بیجا مگو به واعظ

از دزد آن چه ماند آخر بده به رمّال

حکمی مکن که چون مُهر رویت سیاه گردد

روزی که مُهر خیزد از نامه‌های اعمال

امید رستگاری از علم بی‌عمل نیست

پرواز کی توان کرد زین دامگه به یک بال

داری هوای دولت بیدار باش هر صبح

خورشید را از این در باشد همیشه اقبال

از دولت تو مجذوب گردیده‌ام سحرخیز

یا رب همیشه باشی بیداربخت و خوشحال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۲بنوش باده عشرت به دولت و اقبال
  2. شمارهٔ ۱۴۳ساقی بده آن ساغر خورشید شمایل
  3. شمارهٔ ۱۴۴عشق ساقی شد می بی‌غش زدیم
  4. شمارهٔ ۱۴۵روزگاری شد که من دردی‌کش میخانه‌ام
  5. شمارهٔ ۱۴۶یار از ما جان و ما از یار ساغر خواستیم
  6. شمارهٔ ۱۴۷به یادت صبح بر گلشن گذشتم
  7. شمارهٔ ۱۴۸سروی به قامت تو در اشرف ندیده‌ام
  8. شمارهٔ ۱۴۹از رقیبم گر شنیدی توبه از می کرده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.