پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۶

یار از ما جان و ما از یار ساغر خواستیم

جان به جان دادیم و جان بردیم و دیگر خواستیم

ساغر بسیار با یک جان نمی‌شد خواستن

جان گرفتیم از لبش هر بار و بهتر خواستیم

نامناسب را در این در آبرو دیدیم نیست

آبرو از درگهش با دیدهٔ تر خواستیم

هر دو عالم را به یک جا خواستن ممکن نبود

پادشاهی در لباس فقر از این در خواستیم

خاکساری در طریقت کیمیای عزت است

در رهش هر چند افتادیم بهتر خواستیم

عشق دام امتحان گسترد زاهد سبحه خواست

برهمن زنّار و ما زلف معنبر خواستیم

در جهاد آرزو مردانه تا بستیم صف

از توکّل جوشن و از همّت افسر خواستیم

در فلک نقّاره فتح و بشارت کوفتند

از دعای اهل دل هرجا که لشکر خواستیم

از جهان و سرخ و زردش کس وفا هرگز ندید

از سر این رنگ‌ها چون بوی گل برخاستیم

دولت دیدار او مجذوب آسان رو نداد

از سر جان بارها از جان و دل برخاستیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۸سروی به قامت تو در اشرف ندیده‌ام
  2. شمارهٔ ۱۴۹از رقیبم گر شنیدی توبه از می کرده‌ام
  3. شمارهٔ ۱۵۰جامی بده که از دل و جانت دعا کنیم
  4. شمارهٔ ۱۵۱قدح زمرد و می لعل و دست ساقی‌سیم
  5. شمارهٔ ۱۵۲بهار آمد چرا بی‌باده باشیم
  6. شمارهٔ ۱۵۳دارم به سر که خدمت پیر مغان کنم
  7. شمارهٔ ۱۵۴کار خود را ما به لطف کارساز انداختیم
  8. شمارهٔ ۱۵۵صبح است و نموده‌ای جمالم
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.