پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۵

صبح است و نموده‌ای جمالم

می ده که مبارک است فالم

بر گرد تو گشته‌ام ز نزدیک

زآن رشک برد فلک به حالم

از روی توام عیان نمودند

آیینه حسن بی‌مثالم

فکرم همگی خیال آن روست

زآن روی همیشه خوش‌خیالم

اقرار به نقص خود کمال است

از هر هنری بس این کمالم

گفتی که مگر به کوه پیچد

در گوش صدای بدسگالم

این ره چو قلم به سر کنم طی

هر چند ضعیف همچو نالم

بر حلقه طوطیان گذشتم

کردند دلیر در سوالم

خیر است سوال از کریمان

هر چند که آگهی ز حالم

مجذوب نه مستم و نه هشیار

از مهر علی‌ست رنگ آلم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۷کی رو دهد که با تو شبی گفتگو کنم
  2. شمارهٔ ۱۵۸من که دردی‌کش و بی‌ساخته و بی‌باکم
  3. شمارهٔ ۱۵۹ز هر شأن و شوکت بس این عزتم
  4. شمارهٔ ۱۶۰ساغری گر ز لب لعل تو دریوزه کنم
  5. شمارهٔ ۱۶۱من به این در نه پی نعمت و ناز آمده‌ام
  6. شمارهٔ ۱۶۲زاهد مگو که مست شراب دو ساله‌ام
  7. شمارهٔ ۱۶۳مستیم و گنه‌کار و به جز آه نداریم
  8. شمارهٔ ۱۶۴ز بحرین نظر گنج گهر در آستین دارم
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.