پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۱

من به این در نه پی نعمت و ناز آمده‌ام

طاق ابروی تو دیدم به نماز آمده‌ام

نکهت زلف تو پیچید به گلزار بهشت

به طلب‌کاری آن عمر دراز آمده‌ام

از پی مصلحتی در قفسم داشته‌اند

طایر قدسم و از گلشن راز آمده‌ام

عجز و افتادگی و مسکنتم در کار است

مشت خاکم که به درگاه نیاز آمده‌ام

طاعت بنده عیان است که نافرمانیست

به امید کرم بنده‌نواز آمده‌ام

باشد آبی بزند بر جگرم باده‌فروش

بر در میکده با سوز و گداز آمده‌ام

بر در خانقه و صومعه مستان بگذر

تا بدانی که چرا از همه باز آمده‌ام

از شبستان عدم تا به نظرگاه وجود

همه جا سیرکنان گوش به ساز آمده‌ام

از پی صید غمت باز دلم بال گشود

گو به کوه این همه راه از پی باز آمده‌ام

سرگذشت من و مجذوب شنیدن دارد

گوش کن کز سفر دور و دراز آمده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۳مستیم و گنه‌کار و به جز آه نداریم
  2. شمارهٔ ۱۶۴ز بحرین نظر گنج گهر در آستین دارم
  3. شمارهٔ ۱۶۵ای سراپا ناز قربانت شوم
  4. شمارهٔ ۱۶۶ما به این در ز پی برگ و نوا آمده‌ایم
  5. شمارهٔ ۱۶۷دارد به سر هوای رخت آفتاب هم
  6. شمارهٔ ۱۶۸توبه کردم که دگر توبه ز صهبا نکنم
  7. شمارهٔ ۱۶۹دل داده‌ایم و تحفه دردی گرفته‌ایم
  8. شمارهٔ ۱۷۰ما تن به عیش مفت و مسلم نمی‌دهیم
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.