پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۶

ما به این در ز پی برگ و نوا آمده‌ایم

دردمندیم و به امید دوا آمده‌ایم

چون توان آمدن از عهده این شکر برون

که به امید به درگاه شما آمده‌ایم

با وفا مهر تو از روز ازل پیمان بست

بر سر وعده آن مهر و وفا آمده‌ایم

به هوای سر کوی تو ز گلزار بهشت

همره قافلهٔ باد صبا آمده‌ایم

از سر شام عدم تا به سحرگاه وجود

به هواداری آن زلف دو تا آمده‌ایم

طاق ابروی کجت در ره دل قبله‌نماست

ما به این دیر پی قبله‌نما آمده‌ایم

یک جهان آتش دل شعله‌ور از کوی تو شد

از پی آتش این طور لقا آمده‌ایم

خاک میخانه شود جام جهان‌بین به کف آر

تا بدانی ز کجا تا به کجا آمده‌ایم

دو جهان را به سر خوان کرم خواند کریم

از عدم جمله به آواز صلا آمده‌ایم

از بیابان حرم تا به در دیر مغان

همه جا بر اثر راه‌نما آمده‌ایم

خاطرم جمع و دلم شاد و لبم خندان است

به امیدی به در لطف خدا آمده‌ایم

به هوای من و مجذوب ز گلزار بهشت

بهر تسلیم به درگاه رضا آمده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۸توبه کردم که دگر توبه ز صهبا نکنم
  2. شمارهٔ ۱۶۹دل داده‌ایم و تحفه دردی گرفته‌ایم
  3. شمارهٔ ۱۷۰ما تن به عیش مفت و مسلم نمی‌دهیم
  4. شمارهٔ ۱۷۱تا پای همت می‌رود از آرزو رم می‌کنم
  5. شمارهٔ ۱۷۲از دامن خود دست کشیدیم و گذشتیم
  6. شمارهٔ ۱۷۳من از آن کلاهِ همّت که به طرْف بر شکستم
  7. شمارهٔ ۱۷۴دگر رفتم که در میخانه باشم
  8. شمارهٔ ۱۷۵هر زمان از خون دل جام شرابی می‌زنم
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.