پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۳

من از آن کلاهِ همّت که به طرْف بر شکستم

چه طلسم آرزوها که به یکدگر شکستم

نه به درد سر اسیرم نه چین جبههٔ مال

که خمار شام غم را ز می سحر شکستم

بشکست شیشه ما دل خصم گو ننازد

که من این شکستنی را ز تو پیش‌تر شکستم

چه به قوّت ضعیفی چه به زور ناتوانی

دل دشمنان خود را نه به زور و زر، شکستم

گل لاله‌زار چشمم ز هوا نگشته رنگین

سر خار های غم را همه در جگر شکستم

دل خویش را ندانم دل توست یا که آهن

ز غم تو بس که در دل سر نیشتر شکستم

به شکستگی دلم را همه جا شکسته زلفت

چه عجب اگر گشادی بدهد به هر شکستم

به پناه آستانی شده‌ام چو نوح و آدم

که در آن سفینه هرگز ندهد خطر شکستم

همه جا گشاده درها به رخم دعای مجذوب

به شماره طلسمی که در این سفر شکستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۵هر زمان از خون دل جام شرابی می‌زنم
  2. شمارهٔ ۱۷۶پیمانه‌کش و رند و خراباتی و مستیم
  3. شمارهٔ ۱۷۷به صد آشفتگی چون موج هر سو بی‌قرار افتم
  4. شمارهٔ ۱۷۸چشم تر آخر به رویش بی‌نقاب انداختیم
  5. شمارهٔ ۱۷۹از ریا طرفی نبستم ترک عادت می‌کنم
  6. شمارهٔ ۱۸۰چه غم دارم غم دلدار دارم؟
  7. شمارهٔ ۱۸۱ای دل بیا که مژده وصلی شنیده‌ام
  8. شمارهٔ ۱۸۲هر کجا مستان به آن سرو روان برخورده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.