پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۲

هر کجا مستان به آن سرو روان برخورده‌ایم

از جهان گل چیده از بخت جوان برخورده‌ایم

گرد غم از خاطر ما سروقدان میبرند

ما به دور فتنه آخرزمان برخورده‌ایم

چون نباشد از پی قامت‌بلندان چشم ما

ما ز شاخ صدره در باغ جنان برخورده‌ایم

سال‌ها خون خورده‌ایم از حسرت یاقوت اشک

تا شب قدری به این گنج روان برخورده‌ایم

دانه‌های اشک ما شب‌ها پریشان گشته‌ است

تا به دام طرّه عنبرفشان برخورده‌ایم

در دیار عشق باشد زندگی با درد یار

گر چه ما دل داده‌ایم اما به جان برخورده‌ایم

عیش درویشان کجا و عشرت شاهان کجا

ما به بزم خسروآیین کسان برخورده‌ایم

خیرخواهی کرده با ما عالمی را خیرخواه

آن چه ما را بود در نیّت به آن برخورده‌ایم

روز و شب با نشئه مستی تماشا خوشتر است

چون به بازی‌های خوب آسمان برخورده‌ایم

از در پیر مغان هر دم من و مجذوب را

دواتی رو داده از بخت جوان برخورده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۴کو همّت مردانه‌ای تا از تمنا رم کنم
  2. شمارهٔ ۱۸۵هر جا ز سرگذشت خود افسانه بسته‌ایم
  3. شمارهٔ ۱۸۶گردیده‌ام غبار و پناهی گرفته‌ام
  4. شمارهٔ ۱۸۷خیز تا بر در میخانه گذاری بکنیم
  5. شمارهٔ ۱۸۸میروم تا گریه‌ای در دامن هامون کنم
  6. شمارهٔ ۱۸۹آن شب که با خیال لبت غنچه خفته‌ام
  7. شمارهٔ ۱۹۰مجنون تو را تا کی روی دگری دیدن
  8. شمارهٔ ۱۹۱میگفت لیلی روزی به مجنون
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.