پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۶

گردیده‌ام غبار و پناهی گرفته‌ام

بر طرف دامنی سر راهی گرفته‌ام

در خاطرم شکست طلسمات آرزوست

پیمانه هم از کف شاهی گرفته‌ام

گنج قناعتم ز عنایات لطف اوست

این ملک را به تحفه آهی گرفته‌ام

مَنعم مکن ز حلقه مستان سینه‌صاف

من هم در این حصار پناهی گرفته‌ام

پای طلب ز کوی خرابات چون کشم

آن جا نشان خانه ماهی گرفته‌ام

چون شمع دل گداخته صد بار جرأتم

تا رخصت نهفته‌نگاهی گرفته‌ام

تا خانقاه دین نشود از ریا خراب

بر هر ثواب خویش گناهی گرفته‌ام

تا خجلت از کرم نبرم روز بازخواست

بر هر گنه ز توبه گواهی گرفته‌ام

مجذوب و خاکسارم و در انتظار دوست

در کوچهٔ وفا سر راهی گرفته‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸میروم تا گریه‌ای در دامن هامون کنم
  2. شمارهٔ ۱۸۹آن شب که با خیال لبت غنچه خفته‌ام
  3. شمارهٔ ۱۹۰مجنون تو را تا کی روی دگری دیدن
  4. شمارهٔ ۱۹۱میگفت لیلی روزی به مجنون
  5. شمارهٔ ۱۹۲پیش بتان مذمت خورشید و ماه کن
  6. شمارهٔ ۱۹۳این که آید یار یا خورشید تابانست این
  7. شمارهٔ ۱۹۴آن شب کز آتشِ می گردد چراغ روشن
  8. شمارهٔ ۱۹۵دوست یا رب چه دید باز از من
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.