پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲

پیش بتان مذمت خورشید و ماه کن

در گفتگو به مشرب هر کس نگاه کن

با خلق جز به لطف و نرمی مرو به پیش

از دل به دل چو رشته تسبیح راه کن

رد و قبول دیر و حرم بخت و طالع است

با دوست باش و میکده را خانقاه کن

باری اگر نیافته شوق(ذوق) گریه را

در وقت خنده وضع جهان را نگاه کن

باشد به دامنی برسد دست کوتهت

خود را بر او فتاده‌تر از خاک راه کن

در دهر چشم مردمی از خار و خس مدار

رو خنده بر فسانه مردم گیاه کن

آنرا که دل چو آینه یک‌روی و صاف نیست

رویش مبین تصور سنگ سیاه کن

همت جدا کند ز گدا پادشاه را

خود را به زور همت خود پادشاه کن

هرگز کسی نشسته به جایی نمی‌رسد

خواهی به منزلی برسی عزم راه کن

مجذوب چون معالمه حشر با علی‌ست

من ضامن تو تا توانی گناه کن

حیدر بگو و نامه اعمال خویش را

از هر دو رو چو کاغذ مشقی سیاه کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴آن شب کز آتشِ می گردد چراغ روشن
  2. شمارهٔ ۱۹۵دوست یا رب چه دید باز از من
  3. شمارهٔ ۱۹۶دشمنی با ما به حرف دیگران دیگر مکن
  4. شمارهٔ ۱۹۷یار دل را بی‌تکلف کرده جای خویشتن‌
  5. شمارهٔ ۱۹۸بی‌طمع باش و عافیت‌ها کن
  6. شمارهٔ ۱۹۹نیست مرا در نظر جز رخت ای ماه من
  7. شمارهٔ ۲۰۰به اصل و نسل مباهات ای پسر کم کن
  8. شمارهٔ ۲۰۱ای فلک بردی ز شاهان گر چه تاج از حد برون
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.