پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

به اصل و نسل مباهات ای پسر کم کن

تو خویش را خلف دودمان آدم کن

دلت چو تحفه داغی به چنگ اندازد

مجو علاج ز مرهم علاج مرهم کن

گهی که ذوق تنعّم تو را فریب دهد

به جای شیر و شکر خون و زهر درهم کن

سفینه‌ایست وفا لنگرش بگویم چیست

به هر که دست دهی پای خویش محکم کن

زمانه چشم تو را تا نبسته است ز خاک

بگیر جام و به عبرت نگاه بر جم کن

نگاه داشتن آبرو جوان‌مردیست

طمع مدار و سخاوت به کار حاتم کن

فریب خلق جهان در کمال آسانیست

کسی که رام تو مشکل شود از او رم کن

خدنگ راست کشید این سخن به گوش جان

که پشت دشمن خود را به راستی خم کن

چه رشک میبری ای بی‌شعور بر مجذوب

بیا به میکده خود را تو نیز آدم کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲خویش را تند و تلخ زود مکن
  2. شمارهٔ ۲۰۳خویش را رسوای شهر و کوچه و بازار کن
  3. شمارهٔ ۲۰۴خوشا در جستجویت از پی رنگ قبا گشتن
  4. شمارهٔ ۲۰۵سر مکش از سرای درویشان
  5. شمارهٔ ۲۰۶باده ناب را تماشا کن
  6. شمارهٔ ۲۰۷چشمت که دل از زاهد صد ساله گرفته
  7. شمارهٔ ۲۰۸بازم تو غارت خرد و هوش کرده‌ای
  8. شمارهٔ ۲۰۹ای روشن از خاک درت چشم جهان‌بین‌ همه
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.