پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۷

چشمت که دل از زاهد صد ساله گرفته

خود مایل خود گشته و دنباله گرفته

چون نقطه‌نگاهم شده در دایره حیران

تا ماه تو را خط تو در هاله گرفته

از دایره عشق تو بیرون نتوان رفت

گر شش جهتم شعله جوّاله گرفته

باز این چه بهار است که تا چشم کند کار

آتش به گل افتاده و در لاله گرفته

چون خانه ویران که فتد بر سر سیلآب

پرگاله ز چشمم پی پرگاله گرفته

اشک است که از قطره زدن مانده در این راه

تا سینه گردون نفس ناله گرفته

بر اطلس تشریف ازل مُهرنشان است

آن داغ که از دست غمت لاله گرفته

صیت سخنم از دم تیغ شه ایران

این است که تا اکره و بنگاله گرفته

سودای تو یا رب چه بهشت است که مجذوب

عقل و دل و دین باخته و ناله گرفته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۹ای روشن از خاک درت چشم جهان‌بین‌ همه
  2. شمارهٔ ۲۱۰ز ناز طعنه خوبی بر آفتاب زده‌
  3. شمارهٔ ۲۱۱نه سروت می‌توانم گفت نه ماه
  4. شمارهٔ ۲۱۲شده در شیشه ما بی‌تو می ناب گره
  5. شمارهٔ ۲۱۳سحر چون رخ نماید آفتاب آهسته آهسته
  6. شمارهٔ ۲۱۴رویی‌ست که عالم از تو دیده
  7. شمارهٔ ۲۱۵ماهی که کسب نور کند آفتاب از او
  8. شمارهٔ ۲۱۶روز عید است روی مهوش تو
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.