پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۲

شده در شیشه ما بی‌تو می ناب گره

مفکن این همه بر خاطر احباب گره

روزگاریست که بی‌عارض ماهت شده است

در دل روزن ما حسرت مهتاب گره

گر به مسجد گذری حسرت ابروی کجت

همچو قندیل شود در دل محراب گره

دوش از آن باده که پیمود به احباب لبت

در گلو شد نفس خصم تو چون آب گره

به شکرخنده اگر لب نگشایی در باغ

خون حسرت نشود در دل عنّاب گره

منم آن صید که چون رشته مرجان شب و روز

شده خون در رگم از دهشت قصّاب گره

آرزو از دل افسرده به زودی نرود

دیرتر وا شود از رشته بی‌تاب گره

بی‌تپیدن دل خون گشته ما وا نشود

خود به خود وا شود از قطره سیماب گره

همچو دریا دل ما ساخته با تلخی کام

تا چو گوهر نشود در نظرش آب گره

بر رخ دولت بیدار نظر کی فکنی

شده در چشم تو چون مردمک خواب گره

فارغ از گریه چو مجذوب به هر فصل مباش

تا گشایند ز کار تو به هر باب گره

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۴رویی‌ست که عالم از تو دیده
  2. شمارهٔ ۲۱۵ماهی که کسب نور کند آفتاب از او
  3. شمارهٔ ۲۱۶روز عید است روی مهوش تو
  4. شمارهٔ ۲۱۷نیم جو معتقدِ طاعتِ بی‌گریه مشو
  5. شمارهٔ ۲۱۸زاهد چه سازم با چشم و ابرو
  6. شمارهٔ ۲۱۹ای سر سروقامتان خاک ره نیاز تو
  7. شمارهٔ ۲۲۰ای فرّ و عزّ و جاه عیان از جبین تو
  8. شمارهٔ ۲۲۱هاتفم داد مژده‌ای از نو
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.