پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۱

نه سروت می‌توانم گفت نه ماه

به اقبالت نگاهم نیست کوتاه

برافکن پرده‌ تا دیگر ننازند

زمین و آسمان بر سرو و بر ماه

مه و خورشید را دیدم شب و روز

تو را هم دیده‌ام الحمد لله

اگر بارم دهی از دور گردم

و گر دورم کنی الحکم لله

به حمد الله ز یمن عشق دارم

جوانی و شراب و یار دلخواه

شراب و زاهدی هیهات هیهات

من و انکار می استغفرالله

بگیر از راستی بر کف عصایی

که این جا هر قدم چاهیست در راه

سلیمانی کنی با خاتم دل

اگر سجعش بود الملک لله

مکن یک ساله راه هند را طی

به یک شب رو به اقلیم سحرگاه

بکش مجذوب می با خاطر جمع

که آمد مژده فتح شهنشاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۳سحر چون رخ نماید آفتاب آهسته آهسته
  2. شمارهٔ ۲۱۴رویی‌ست که عالم از تو دیده
  3. شمارهٔ ۲۱۵ماهی که کسب نور کند آفتاب از او
  4. شمارهٔ ۲۱۶روز عید است روی مهوش تو
  5. شمارهٔ ۲۱۷نیم جو معتقدِ طاعتِ بی‌گریه مشو
  6. شمارهٔ ۲۱۸زاهد چه سازم با چشم و ابرو
  7. شمارهٔ ۲۱۹ای سر سروقامتان خاک ره نیاز تو
  8. شمارهٔ ۲۲۰ای فرّ و عزّ و جاه عیان از جبین تو
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.