پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۹

ای سر سروقامتان خاک ره نیاز تو

عجز تمام خوش‌نما در بر کبر و ناز تو

چشم امید در رهت بیشتر از ستاره شد

تا به که افکند نظر نرگس عشوه‌ساز تو

در دل غنچه تا ابد خندهٔ گل گره شود

گر نرسد به خاطرش خنده دلنواز تو

آب حیات در جهان نام گل‌آب و گل شود

پرده‌نشین اگر شود در دل غنچه راز تو

روز قیامت از خدا خواست که سایه افکند

بر سر سرو‌قامتان قامت سرفراز تو

چشم زمانه فتنه‌جو دشمن و دوست منتظر

تا چه قیامت آورد این سفر دراز تو

سنبله فلک شود بوتهٔ نسر طایرش

عزم شکار چون کند همّت شاه‌باز تو

ناظر جسر آن جهان در پل روزگار هم

ره به صبا نمیدهد تا نبود جواز تو

صبر کنم وفا کنم از ته دل دعا کنم

دور شود ز جان ما دوری‌جانگداز تو

دیده آفتاب را خیره نمود جبهه‌اش

قامت هر که چون فلک خم شده در نماز تو

از دل بحر این غزل موج نزد تخلصم

شکر که هست و بود من گشته فدای ناز تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۱هاتفم داد مژده‌ای از نو
  2. شمارهٔ ۲۲۲دو عالم دو چشم است حیران تو
  3. شمارهٔ ۲۲۳ای کُنتُ کَنز آیه نقش نگین تو
  4. شمارهٔ ۲۲۴ای نه فلک از بحر عطای تو حبابی
  5. شمارهٔ ۲۲۵ای آستان قدرت لب‌ریز پادشاهی
  6. شمارهٔ ۲۲۶ای مصحف جمال تو از رحمت آیتی
  7. شمارهٔ ۲۲۷منظور دل سینه پرنور تو بودی
  8. شمارهٔ ۲۲۸ای از ورق حسن تو هر حرف کتابی
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.