پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۸

زاهد چه سازم با چشم و ابرو

آن ناوک‌افکن این سخت‌بازو

زاهد ندیدی آن خال و آن لب

کافر نبیند آن زلف و آن رو

زاهد چه دانی چون میکند سحر

در عشوه‌سازی آن چشم جادو

هر چند خواهی اقبال دارد

در بردن دل آن قد دل‌جو

خود را به افسون مستانه انداخت

بر روی آتش آن خال هندو

در خانهٔ صنع یک مو خطا نیست

شد از کجی راست محراب ابرو

در عالم دل رو از تو دیدیم

با هر دو عالم کردیم یک‌رو

دیدار خواهی بیکار مگذار

لب را ز یا رب دل را ز یا هو

باید چهل روز گردی سحرخیز

تا خون شود مشک در ناف آهو

مجذوب مطلب از دل توان یافت

آیینه باشد گر صاف و یک‌رو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۰ای فرّ و عزّ و جاه عیان از جبین تو
  2. شمارهٔ ۲۲۱هاتفم داد مژده‌ای از نو
  3. شمارهٔ ۲۲۲دو عالم دو چشم است حیران تو
  4. شمارهٔ ۲۲۳ای کُنتُ کَنز آیه نقش نگین تو
  5. شمارهٔ ۲۲۴ای نه فلک از بحر عطای تو حبابی
  6. شمارهٔ ۲۲۵ای آستان قدرت لب‌ریز پادشاهی
  7. شمارهٔ ۲۲۶ای مصحف جمال تو از رحمت آیتی
  8. شمارهٔ ۲۲۷منظور دل سینه پرنور تو بودی
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.